برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


stalagmite

استالا گمیت , زیر گلفهشنگ.

stale

پر زور وکهنه (مثل ابجو) , کهنه , بیات , مانده ,بوی ناگرفته , مبتذل , بیات کردن , تازگی وطراوت چیزی را از بین بردن , مبتذل کردن.

stalemate

بن بست , پات , پات کردن یا شدن.

stalinism

روش سیاسی ژوزف استالین.

stalinize

کسی را پیرو عقاید ونظرات استالین کردن.

stalk

خرامیدن , قدم زدن وحرکت کردن با احتیاط , راه رفتن (ارواح وشیاطین) , کمین کردن , ساق , ساقه , پایه , چیزی شبیه ساقه.

stalk eyed

دارای چشمان جلو امده , ورقلنبیده.

stalker

ساقه ساز , کسیکه میخرامد.

stalking horse

اسب یا چیزی شبیه به آن که شکارچی در پشت آن پنهان است , کاندیدای نامزدشده برای ایجاد تفرقه در رای دهندگان , وسیله استتار.

stalkless

بیساقه.
پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار کهن  |  اشعار معاصر  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  راهنمای کشورها

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2012 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تعرفه تبلیغات