برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


fulsome

فراوان , مفصل , فربه , شهوانی , تهوع اور , زننده , اغراق امیز , غلیظ , زیاد , زشت , پلید.

fulvous

گندمگون , زرد کمرنگ , سبزه , تیره.

fumaricacid

اسید فوماریک.

fumarole

دودخان , شکاف دامنه اتش فشان که از آن دود وبخار متصاعد است.

fumble

کورکورانه جلورفتن , اشتباه کردن , لکنت زبان پیدا کردن , من من کردن , توپ را از دست دادن , سنبل کردن , کورمالی , اشتباه.

fume

دود , بخار , بخور , گاز , غضب , بخار دادن , دود دادن , باغضب حرف زدن.

fumigant

ماده فراری که بعنوان ضد عفونی برای دفع افات بکار میرود , ماده ضد عفونی کننده تدخینی.

fumigate

بخاردادن , دود دادن , ضد عفونی کردن.

fumitory

نوعی گیاه بالا رونده از تیر , شاه تره.

fumy

بخاردار , دود دار.
پشتیبانان جس جو
 


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  راهنمای کشورها

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی