|
دیکشنری انگلیسی
- کلمات اتفاقی
در این قسمت شما هر بار می توانید کلمه ای جدید از یک زبان را بیاموزید. برای انتخاب زبان پیش فرض صفحه دیکشنری از
قسمت تنظیمات جس جو استفاده نمایید.
| |
 |
|
امکانات این بخش:
|
استالا گمیت , زیر گلفهشنگ.
|
پر زور وکهنه (مثل ابجو) , کهنه , بیات , مانده ,بوی ناگرفته , مبتذل , بیات کردن , تازگی وطراوت چیزی را از بین بردن , مبتذل کردن.
|
بن بست , پات , پات کردن یا شدن.
|
روش سیاسی ژوزف استالین.
|
کسی را پیرو عقاید ونظرات استالین کردن.
|
خرامیدن , قدم زدن وحرکت کردن با احتیاط , راه رفتن (ارواح وشیاطین) , کمین کردن , ساق , ساقه , پایه , چیزی شبیه ساقه.
|
دارای چشمان جلو امده , ورقلنبیده.
|
ساقه ساز , کسیکه میخرامد.
|
اسب یا چیزی شبیه به آن که شکارچی در پشت آن پنهان است , کاندیدای نامزدشده برای ایجاد تفرقه در رای دهندگان , وسیله استتار.
|
بیساقه.
|
|