برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


assemble

فراهم اوردن , انباشتن , گرداوردن , سوار کردن , جفت کردن , جمع شدن , گردامدن , انجمن کردن , ملا قات کردن.

assemble

همگذاردن , سوار کردن.

assemble and go

همگذاری و اجرا.

assembler

همگذار.

assembly

همگذاری , مجمع.

assembly

اجتماع , انجمن , مجلس , گروه , هیلت قانون گذاری.

assembly language

زبان همگذاری.

assembly line

تیمار خط , دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد.

assembly list

سیاهه همگذاری.

assembly program

برنامه همگذاری.
تبلیغات اینترنتی
 


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  لغتنامه فارسی  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی