برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


misbrand

مارک یا علا مت دروغی گذاردن , بطریق غلط داغ کردن.

miscalculate

اشتباه حساب کردن , پیش بینی غلط کردن.

miscalculation

محاسبه اشتباه , پیش بینی غلط.

miscall

اشتباهی صدا کردن , غلط نامیدن.

miscarriage

بی نتیجگی , عدم توفیق , حادثه ناگوار , سقط جنین غیر عمدی.

miscarry

بجایی نرسیدن , نتیجه ندادن , عقیم ماندن , صدمه دیدن , اشتباه کردن , بچه انداختن(در اثر کسالت وبطور غیر عمدی).

miscast

بناحق انداختن , حساب غلط کردن , بد بازی کردن , برای نقش خود مناسب نبودن.

miscegenation

ازدواج سفید پوست با فردی از نژاد دیگر.

miscellaneous

گوناگون , متفرقه.

miscellaneous

متفرقه.
تبلیغات اینترنتی
 


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی