|
دیکشنری عربی
- کلمات اتفاقی
در این قسمت شما هر بار می توانید کلمه ای جدید از یک زبان را بیاموزید. برای انتخاب زبان پیش فرض صفحه دیکشنری از
قسمت تنظیمات جس جو استفاده نمایید.
| |
 |
|
امکانات این بخش:
|
ریزبین , میکروسکپ , ذره بین.
|
کسی که موجب سقط جنین میشود , سقط جنین کننده.
|
جلد , جلد بزرگ , مجلد , دفتر , کتاب قطور.
|
مقام یا وظیفه صدارت عظمی , مقام وزارت دارایی , دفتر مهردار سلطنتی , انجمن , مشاوره , شورا , مجلس , کنکاشگاه.
|
هیلت مقننه , مجلس , قوه مقننه.
|
روزنامه , دفتر روزنامه , دفتر وقایع روزانه , مجله , مخزن.
|
یخچال خیلی سرد , منجمد کننده , یخدان.
|
متخصص ارایش وزیبایی , مشاطه.
|
جمع شده , متراکم , متراکم ساختن , تمامیت , جمع کل , چیزدرست ودست نخورده , کل , کلی , تام , مطلق , مجموع , جمع , جمله , سرجمع , حاصل جمع , جمع کردن , سرجمع کردن , کلیت , کلی , مقدار کلی , تمامیت , مجموع.
|
درشت , بزرگ , ستبر , عمده , ناخالص , زمخت , درشت بافت , زشت , شرم اور , ضخیم , بی تربیت , وحشی , توده , انبوه , وزن سرجمع چیزی( ) , جمع کل , بزرگ کردن , جمع کردن , زمخت کردن , کلفت کردن , بصورت سود ناویژه بدست اوردن.
|
|
|