|
دیکشنری عربی
- کلمات اتفاقی
در این قسمت شما هر بار می توانید کلمه ای جدید از یک زبان را بیاموزید. برای انتخاب زبان پیش فرض صفحه دیکشنری از
قسمت تنظیمات جس جو استفاده نمایید.
| |
 |
|
امکانات این بخش:
|
کاریکاتور , تصویر مضحک , داستان مصور.
|
صدا , اوا , سالم , درست , بی عیب , استوار , بی خطر , دقیق , مفهوم , صدا دادن , بنظر رسیدن , بگوش خوردن , بصدا دراوردن , نواختن , زدن , بطور ژرف , کاملا , ژرفاسنجی کردن , گمانه زدن , صدا , ادا کردن , رای , اخذ رای , دعا , رای دادن.
|
گلویی , ناشی از گلو , حرف گلویی.
|
صدای گاو یا جغد کردن , اظهار تنفر , هو کردن.
|
شکارچی , صیاد , اسب یا سگ شکاری , جوینده.
|
فریاد , بانگ , علا مت تعجب , حرف ندا.
|
نگهداشت , نگهداری , تعمیر , نگهداری کردن , هزینه نگهداری و تعمیر , مرمت.
|
قاعده سازی , دستور سازی , تبدیل به قاعده رمزی.
|
تزءیناتی بشکل ذرات ریز یا دانه های تسبیح که امروزه بصورت سیم های ریز طلا ونقره و یا مسی در اطراف الا ت زرین وسیمین ساخته می شود , ملیله دوزی , ملیله دوزی کردن.
|
گرفتن , از هوا گرفتن , بدست اوردن , جلب کردن , درک کردن , فهمیدن , دچار شدن به , عمل گرفتن , اخذ , دستگیره , لغت چشمگیر , شعار , شکار کردن , صید کردن , جستجو کردن در , تفحص کردن , شکار , جستجو , نخجیر.
|
|
|