|
دیکشنری فرانسه
- کلمات اتفاقی
در این قسمت شما هر بار می توانید کلمه ای جدید از یک زبان را بیاموزید. برای انتخاب زبان پیش فرض صفحه دیکشنری از
قسمت تنظیمات جس جو استفاده نمایید.
| |
 |
|
امکانات این بخش:
|
زنا , زنای محصن یا محصنه , بیوفایی , بی عفتی , بی دینی , ازدواج غیرشرعی.
|
جازن , قلا بی , زنازاده , حرامزاده , چیز تقلبی ساختن (مثل ریختن اب در شیر).
|
جازن , قلا بی , زنازاده , حرامزاده , چیز تقلبی ساختن (مثل ریختن اب در شیر).
|
جازن , قلا بی , زنازاده , حرامزاده , چیز تقلبی ساختن (مثل ریختن اب در شیر).
|
جازن , قلا بی , زنازاده , حرامزاده , چیز تقلبی ساختن (مثل ریختن اب در شیر).
|
روی دادن , رخ دادن اتفاق افتادن , واقع شدن , تصادفا برخوردکردن , پیشامدکردن.
|
دشمن , مخالف , رقیب , مدعی , متخاصم , ضد , حریف , مبارز , هم اورد.
|
بدبختی , فلا کت , ادبار و مصیبت , روزبد.
|
روی دادن , رخ دادن اتفاق افتادن , واقع شدن , تصادفا برخوردکردن , پیشامدکردن.
|
دستگاه تهویه , هواکش , بادزن , بادگیر.
|
|
|