برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


accoster

مخاطب ساختن , مواجه شدن(با) , نزدیک شدن(بهر منظوری) ,مشتری جلب کردن(زنان بدکاردر خیابان) , نزدیک کشیدن , در امتداد چیزی حرکت کردن(مثل کشتی).

accostez

مخاطب ساختن , مواجه شدن(با) , نزدیک شدن(بهر منظوری) ,مشتری جلب کردن(زنان بدکاردر خیابان) , نزدیک کشیدن , در امتداد چیزی حرکت کردن(مثل کشتی).

accostons

مخاطب ساختن , مواجه شدن(با) , نزدیک شدن(بهر منظوری) ,مشتری جلب کردن(زنان بدکاردر خیابان) , نزدیک کشیدن , در امتداد چیزی حرکت کردن(مثل کشتی).

accoucha

بستری , محدود شده.

accrocha

نامزد شده , سفارش شده.

accrochai

نامزد شده , سفارش شده.

accrochmes

نامزد شده , سفارش شده.

accroch

نامزد شده , سفارش شده.

accroche

نامزد شده , سفارش شده.

accroches

نامزد شده , سفارش شده.
پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار کهن  |  اشعار معاصر  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2014 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تعرفه تبلیغات