برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


Vorgang

مراحل مختلف چیزی , پیشرفت تدریجی ومداوم , جریان عمل ,مرحله , دوره عمل , طرز عمل , تهیه کردن , مراحلی را طی کردن , بانجام رساندن , تمام کردن , فرا گرد, فراشد, روند, فرایند.

Vorgegeben

قرار داد, قرار دادی.

Vorgeschichte

تاریخ , تاریخچه , سابقه , پیشینه , (طب) بیمارنامه.

Vorhang

پرده , جدار, دیوار, حجاجب , غشاء , (.mj) مانع.

Vorher

پیش از, قبل از, پیش , جلو, پیش روی , درحضور, قبل , پیش از, پیشتر, پیش انکه.

Vorhergehend

جلو(ی), قدامی.

Vorhersage

پیش بینی مرض , بهبودی از مرض در اثر پیش بینی جریان مرض , پیش بینی , مال اندیشی.

"Vorhersehen; erwarten"

پیش بینی کردن , انتظار داشتن , پیشدستی کردن , جلوانداختن , پیش گرفتن بر, سبقت جستن بر.

Vorlaut

تر وتازه , تازه , خرم , زنده , با نشاط, باروح , خنک , سرد, تازه نفس , تازه کار ناازموده , پر رو, جسور, بتارزگی , خنک ساختن , تازه کردن , خنک شدن , اماده , سرخوش , (درمورداب) شیرین.

Vornehm[adjective]

تمیز, شیک , زنده دل , زرنگ.
پشتیبانان جس جو
 


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  اشعار کهن  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی