برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


Ho.ren[verb]

شنیدن , گوش کردن , گوش دادن به , پذیرفتن , استماع کردن , خبر داشتن , درک کردن , سعی کردن , اطاعت کردن.

Ho.rend[adjective]

شنوایی , سامعه , استماع دادرسی , رسیدگی بمحاکمه , گزارش.

Hobby

اسب کوچک اندام , مشغولیات , سرگرمی , کار ذوقی , کاری که کسی بدان عشق وعلا قه دارد.

Hobel

هواپیما, رنده کردن , با رنده صاف کردن , صاف کردن , پرواز, جهش شبیه پرواز, سطح تراز, هموار, صاف , مسطح.

Hobeln

هواپیما, رنده کردن , با رنده صاف کردن , صاف کردن , پرواز, جهش شبیه پرواز, سطح تراز, هموار, صاف , مسطح.

Hochmut

گردنفرازی , خودبینی , تکبر, نخوت , گستاخی , شدت عمل.

Hochm tig

گردن فراز, متکبر, خودبین , گستاخ , پرنخوت.

Hochschieen

پرتابه , موشک , فشفشه , راکت , با سرعت از جای جستن , بطور عمودی از زمین بلندشدن , موشک وار رفتن.

Hochschule

دانشگاه.

H chstgrenze

حد, حدود, کنار, پایان , اندازه , وسعت , محدود کردن , معین کردن , منحصر کردن.
تبلیغات اینترنتی
 


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  اشعار کهن  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  نهج البلاغه  |  راهنمای کشورها

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2018 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی