برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


maniatar

بخو, دست بند اهنین, دست بند زدن (به), دست بند (مخصوص دزدان وغیره), قید, بند, زنجیر, بخو, دستبندزدن, زنجیرکردن.

mani tico

ادم دیوانه, مجنون, دیوانه وار, عصبانی.

manicomio

تیمارستان.

manicura

مانیکور, مانیکور زدن, ارایش کردن.

manicuro

مانیکورزن.

manido

پر زور وکهنه (مثل ابجو), کهنه, بیات, مانده,بوی ناگرفته, مبتذل, بیات کردن, تازگی وطراوت چیزی را از بین بردن, مبتذل کردن.

manifestacin

نمایش, اثبات.

manifestante

رژه رونده, راه پیما.

manifestar

اثبات کردن(با دلیل), نشان دادن, شرح دادن, تظاهرات کردن, بازنمود کردن, بارز, اشکار, اشکار ساختن, معلوم کردن, فاش کردن, اشاره, خبر, اعلا میه, بیانیه, نامه, اشکار کردن, فاش کردن, معلوم کردن.

manija

دسته, قبضه شمشیر, وسیله, لمس, احساس بادست, دست زدن به, بکار بردن, سرو کارداشتن با, رفتار کردن, استعمال کردن, دسته گذاشتن.
پشتیبانان جس جو
 


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  راهنمای کشورها

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی