برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


todavia

ارام, خاموش, ساکت, بی حرکت, راکد, همیشه, هنوز, بازهم, هنوزهم معذلک, : ارام کردن, ساکت کردن, خاموش شدن, دستگاه تقطیر, عرق گرفتن از, سکوت, خاموشی, هنوز, تا ان زمان, تا کنون, تا انوقت, تاحال, باز هم, بااینحال, ولی, درعین حال.

todava

تاکنون, تابحال, تا اینجا, پیش از این, سابق بر این, هرچند, اگر چه, هر قدر هم, بهر حال, هنوز, اما, ارام, خاموش, ساکت, بی حرکت, راکد, همیشه, هنوز, بازهم, هنوزهم معذلک, : ارام کردن, ساکت کردن, خاموش شدن, دستگاه تقطیر, عرق گرفتن از, سکوت, خاموشی.

todo

همه, تمام, کلیه, جمیع, هرگونه, همگی, همه چیز, داروندار, یکسره, تماما, بسیار, :بمعنی (غیر) و (دیگر), روی هم رفته, از همه جهت, یکسره, تماما, همگی, مجموع, کاملا, منصفا, تمام, درست, دست نخورده, بی عیب, همه چیز, بالا پوش, لباس کار, رویهمرفته, شامل همه چیز, همه جا, سرتاسر.

todopoderoso

قادرمطلق, توانا برهمه چیز, قدیر, خدا(باتهع), قادر مطلق, قادر متعال.

todos

همه, تمام, کلیه, جمیع, هرگونه, همگی, همه چیز, داروندار, یکسره, تماما, بسیار, :بمعنی (غیر) و (دیگر), هرکس, هرکسی.

todos los dias

روزانه, روزبروز, روزنامه یومیه, بطور یومیه.

todos los d as

روزانه, روزبروز, روزنامه یومیه, بطور یومیه.

todos partes

درهرجا, درهمه جا, درهرقسمت, در سراسر.

toldo

سایبان کرباسی, ساباط, پناه, پناهگاه, حفاظ.

tolerable

تحمل پذیر, بادوام, تحمل پذیر, قابل تحمل.
پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  لغتنامه انگلیسی  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید