برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


collage

اختلا ط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی, هنر اختلا ط رنگها.

collar

یقه, یخه, گریبان, گردن بند, گردن بند.

colmena

کندو, کندوی عسل, جمع شدن, دسته شدن (مثل زنبور در کندو), جای شلوغ و پرفعالیت, کندو, جای کار وپر قیل وقال, مرکز تجمع, در کندو جمع کردن, اندوختن.

colmenar

کندو, کندوی عسل.

colmillo

دندان ناب, دندان انیاب (در سگ و مانند ان), نیش.

colmo

اوج, ذروه, قله, منتها(درجه ء), سر, مرتفعترین نقطه, بحران, نقطه ء کمال, نوک, سر, راس زاویه, تارک, بلندی, رفعت, ارتفاع, جای مرتفع, اسمان, عرش, منتها درجه, تکبر, دربحبوحه, ارتفاعات, عظمت, قله, نوک, اوج, ذروه, اعلی درجه.

colocacin

ترتیب, نظم, قرار, مقدمات, تصفیه.

colocar

مرتب کردن, ترتیب دادن, اراستن, چیدن, قرار گذاشتن, سازمند کردن, گذاردن, نهادن, منصوب کردن, اعطاء کردن سرمایه گذاردن, خواباندن, دفن کردن, گذاردن, تخم گذاردن,داستان منظوم, اهنگ ملودی, الحان, : غیر متخصص, ناویژه کار, خارج از سلک روحانیت, غیر روحانی , جا, محل, مرتبه, قرار دادن, گماردن, گذاردن,قراردادن,به زور واداشتن,عذاب دادن,تقدیم داشتن,تعبیر کردن,بکار بردن,منصوب کردن, ترغیب کردن,استقرار,پرتاب,سعی,ثابت.

colon

دونقطه یعنی این علا مت :, روده بزرگ, قولون, معاء غلا ظ, ستون روده.

colonia

مستعمره, مستملکات, مهاجر نشین, جرگه, واریز, تصفیه, تسویه, پرداخت, توافق, ته نشینی, مسکن, کلنی, زیست گاه.
پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار کهن  |  اشعار معاصر  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2015 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تعرفه تبلیغات