برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


adoctrinar

اموختن, تلقین کردن, اغشتن, اشباع کردن, تعالیم مذهبی یا حزبی را اموختن به, اموزاندن, اموختن به, راهنمایی کردن, تعلیم دادن(به), یاد دادن (به), اموختن, تعلیم دادن, درس دادن, مشق دادن, معلمی یا تدریس کردن.

adolescencia

نو جوانی, دوره جوانی, دوره ء شباب, بلوغ, رشد.

adolescente

نوجوان, بالغ, جوان, رشید, اسیب, غصه, رنج, درد, اندوه, خشم, تنفر, سنین 31 الی 91سالگی, نوجوان (از ده تا 91 ساله).

adolescentes

سنین 31 تا 91, نوجوان ده تا19 ساله, ده تانوزده سالگی.

adonde

کجا, هرکجا, در کجا, کجا, در کدام محل, درچه موقعیتی, در کدام قسمت, از کجا, از چه منبعی, اینجا, درجایی که.

ad nde

کجا, هرکجا, در کجا, کجا, در کدام محل, درچه موقعیتی, در کدام قسمت, از کجا, از چه منبعی, اینجا, درجایی که.

adopcin

مربوط به قضیه پسر خواندگی عیسی(نسبت به خدا), اختیار, اتخاذ, قبول, اقتباس, استعمال لغت بیگانه بدون تغییر شکل ان, قبول به فرزندی, فرزند خواندگی.

adoptar

قبول کردن, اتخاذ کردن, اقتباس کردن, تعمید دادن, نام گذاردن (هنگام تعمید), در میان خود پذیرفتن, به فرزندی پذیرفتن.

adoptivo

انتخابی, اقتباسی, غذا, نسل, بچه سر راهی, پرستار, دایه, غذا دادن, شیر دادن, پرورش دادن.

adoquinar

سنگ فرش, سنگ فرش کردن, پینه دوزی, اسفالت کردن, سنگفرش کردن, صاف کردن, فرش کردن.
پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 


کتابخانه:   اشعار کهن  |  اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  لغتنامه انگلیسی  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2015 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تعرفه تبلیغات