برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


receptor

گیرنده, دریافت کننده.

receta

صدور فرمان, امریه, نسخه نویسی, تجویز, نسخه, دستورالعمل, دستور خوراک پزی, خوراک دستور.

rechazar

رد کردن, انکار کردن, قبول نکردن, ترک دعوا کردن نسبت به, منکر ادعایی شدن, از خود سلب کردن, سرباز زدن, رد کردن, نپذیرفتن, قبول نکردن, مضایقه تفاله کردن, فضولا ت, اشغال, ادم بیکاره, رد کردن, نپذیرفتن.

rechinar

صدای غوک دراوردن, شکوه وشکایت کردن, غژغژ کردن, صدای لولا ی روغن نخورده, جیرجیرکفش, دندان قرچه کردن, دندان بهم فشردن (از خشم), بهم فشردن, بهم ساییدن, رنده, بخاری تو دیواری, شبکه, پنجره, میله های اهنی, قفس اهنی, زندان, صدای تصادم نیزه و شمشیر, رنده کردن, ساءیدن, ازردن, به زور ستاندن, جیغ وفریاد شکیدن (مثل جغد یا موش), با صدای جیغ صحبت کردن, با جیغ وفریادافشاء کردن, جیر جیر.

rechoncho

خپله, چاق, گوشتالو, پهن رخسار, فربه, چاق, چرب, چربی, چربی دار, چربی دار کردن, فربه یا پرواری کردن.

recibir

تحصیل شده, کسب کرده, بدست امده, فرزند, بدست اوردن, فراهم کردن, حاصل کردن, تحصیل کردن, تهیه کردن, فهمیدن, رسیدن, عادت کردن, ربودن, فاءق امدن, زدن, زایش, تولد, دریافت کردن, رسیدن, پذیرفتن, پذیرایی کردن از, جا دادن, وصول کردن.

recibo

رسید, اعلا م وصول, دریافت, رسید دادن, اعلا م وصول نمودن, وصول کردن, بزهکاران را تحویل گرفتن, پذیرایی, مهمانی, پذیرش, قبول, برخورد, سند, مدرک, دستاویز, ضامن, گواه, شاهد, تضمین کننده, شهادت دادن.

recin llegada

تازه وارد, نوایند.

reci n nacido

نوزاد, تازه زاییده شده, تازه تولد شده.

reciente

تازه, جدید, اخیر, متاخر, جدیدالتاسیس.
پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 


کتابخانه:   اشعار کهن  |  لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  لغتنامه انگلیسی  |  نهج البلاغه  |  راهنمای کشورها  |  قرآن مجید

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2015 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تعرفه تبلیغات