برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


encontrar

رویارویی, رویاروی شدن, برخورد, روبروشدن, مواجه شدن با, مصادف شدن با, دست بگریبان شدن با, مواجهه, تصادف, پیدا کردن, یافتن, جستن, تشخیص دادن, کشف کردن, پیدا کردن, چیز یافته, مکشوف, یابش, مکان یابی کردن, قرار دادن, تقاطع, اشتراک, ملا قات کردن, مواجه شدن, خال, نقطه, لک, موضع, بجا اوردن.

encontrarse con

رویارویی, رویاروی شدن, برخورد, روبروشدن, مواجه شدن با, مصادف شدن با, دست بگریبان شدن با, مواجهه, تصادف, تقاطع, اشتراک, ملا قات کردن, مواجه شدن.

encorvado

علف نیزار, علف بوریا, علف شبیه نی, سرازیری, سربالا یی, نشیب, خمیدگی, خم, خم شده, منحنی.

encorvar

خمیدن, خمش, زانویه, خمیدگی, شرایط خمیدگی, زانویی, گیره, خم کردن, کج کردن, منحرف کردن, تعظیم کردن, دولا کردن, کوشش کردن, بذل مساعی کردن, خم کردن, پیچ دادن, سیم نرم خم شو.

encorvarse

خمیدن, خمش, زانویه, خمیدگی, شرایط خمیدگی, زانویی, گیره, خم کردن, کج کردن, منحرف کردن, تعظیم کردن, دولا کردن, کوشش کردن, بذل مساعی کردن.

encrucijada

دوراهی, محل تقاطع, عبور, نقطه اتصال, اتصال, برخوردگاه.

encuadernacin

انقیاد, جلد.

encuadernador

اهرم جعبه ماکو, الیاف پشم که بهم پیوسته ونخ پشم را تشکیل میدهد, شکم بند زنان (پس از وضع حمل), رسید بیعانه, صاحف, بند.

encuentro

رویارویی, رویاروی شدن, برخورد, روبروشدن, مواجه شدن با, مصادف شدن با, دست بگریبان شدن با, مواجهه, تصادف, جلسه, نشست, انجمن, ملا قات, میتینگ, اجتماع, تلا قی, همایش.

encuerado

زبر, خشن, ناصاف, ناهموار, ژنده, کهنه.
پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 


کتابخانه:   اشعار کهن  |  اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2016 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی