برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


bakelser

کماج وکلوچه ومانند انها, شیرینی پزی, شیرینی.

bakerst

عقب ترین, پسین, دورترین.

bakfull

خمار, پاتیل شده, ناراحت از اعتیاد.

bakgata

کوچه پرت, خیابان کناری, خیابان فرعی.

bakgrund

پرده ء پشت صحنه ء تاتر, زمینه, نهانگاه, سابقه.

bakhal

لیز, لغزنده, بی ثبات, دشوار, لغزان.

bakhuvud

استخوان قمحدوه, استخوان پس سر.

bakh ll

کمین, کینگاه, دام, سربازانی که درکمین نشسته اند, پناه گاه, مخفی گاه سربازان برای حمله, کمین کردن, در کمین نشستن.

bakkappa

پیشخوان, بساط, شمارنده, ضربت متقابل, درجهت مخالف, در روبرو, معکوس, بالعکس, مقابله کردن, تلا فی کردن, جواب دادن, معامله بمثل کردن با.

bakkropp

شکم, بطن.
پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2014 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تعرفه تبلیغات