برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
انتخاب دیکشنری:
امکانات این بخش:

دیکشنری انگلیسی     

دیکشنری اسپانیایی     

دیکشنری فرانسه     

دیکشنری آلمانی     

دیکشنری ایتالیایی     

دیکشنری سوئدی     

دیکشنری فنلاندی     

دیکشنری عربی     


v ndkors

تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان بگذرد کوپن خود را در سوراخ ان انداخته وانرا چرخانده وارد میشود, گردان در.

vndskiva

صفحه گردونه, سکوب چرخنده, معلق, پشتک.

v ndtapp

بازودسته, سر محور.

vnja

عادت دادن, اشنا کردن, اشنا شدن, معتاد ساختن, معتاد شدن, عادت, خو گرفتن, انس گرفتن, خو دادن, عادت دادن, سکونت کردن, عادت دادن, خودادن, اموخته کردن, معتاد کردن, موجب شدن.

vnlig

دوستانه, مساعد, مهربان, موافق, تعاونی, گونه, نوع, قسم, جور, جنس, گروه, دسته, کیفیت, جنسی,(درمقابل پولی), غیرنقدی, مهربان, مهربانی شفقت امیز, بامحبت.

v nlig/sort

گونه, نوع, قسم, جور, جنس, گروه, دسته, کیفیت, جنسی,(درمقابل پولی), غیرنقدی, مهربان, مهربانی شفقت امیز, بامحبت.

vnliga

دوستانه, مساعد, مهربان, موافق, تعاونی.

v nligen

دلپذیرکردن, خشنود ساختن, کیف کردن, سرگرم کردن, لطفا, خواهشمند است.

vnlighet

مهربانی, مهربانی, لطف, لطیف طبعی, بذله گویی, شوخی.

v nskap

دلپذیری, شیرینی, مهربانی, خوش مشربی, محبوبیت, دوستدار صلح, دوستی, رفاقت, اشنایی.
پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 


کتابخانه:   اشعار کهن  |  لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
انتخاب دیکشنری:
 

© 2007 - 2016 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید