برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 9 از مجموع 9 شعر در ابراهیم در آتش

تعویذ

به چرک می نشیند - خنده - به نوار ِ زخمبندیش ار - ببندبی. - رهایش کن - رهایش کن - اگر چند - قیوله دیو - آشفته می شود. - *** - چمن است این - چمن است - بالکه های آتشخون ِ گل - بگو چمن است این، تیماج ِ سبز ِ میر غضب نیسب - حتی اگر - دیری است... ادامه شعر

در میدان

آنچه به دید می آید و - آنچه به دیده می گذرد. - آنچنان که سپاهیان - مشق قتال میکنند - گستره چمنی می تواند باشد، - و کودکان - رنگین کمانی - رقصنده و - پر فریاد. - *** - اما آن - که در برابر ِ فرمان ِ واپسین - لبخند می گشاید، - نتها - می تواند... ادامه شعر

محاق

به - نو کردن ماه - بر بام شدم - با عقیق و سبزه و آینه. - داسی سرد بر آسمان گذشت - که پرواز کبوتر ممنوع است. - صنوبرها به نجوا چیزی گفتند - و گزمگان به هیاهوی - شمشیر در پرندگان نهادند. - ماه - بر نیامد -   -   - ادامه شعر

در آمیختن

مجال - بی رحمانه اندک بود و - واقعه - سخت - نامنتظر. - از بهار - حظ ّ تماشائی نچشیدم، - که قفس - باغ را پژمرده می کند. - *** - از آفتاب و نفس - چنان بریده خواهم شد - که لب از بوسه نا سیراب. - برهنه - بگو برهنه به خاکم کنند - سرا پا برهنه... ادامه شعر

شبانه

اگر که بیهده زیباست شب - برای چه زیباست - شب - برای که زیباست؟- - شب و - رود بی انحنای ستارگان - که سرد می گذرد. - و سوگواران دراز گیسو - بر دو جانب رود - یاد آورد کدام خاطره را - با قصیده نفسگیر غوکان - تعزیتی می کنند - به هنگامی که هر سپیده... ادامه شعر

شبانه -14

مرا - تو - بی سببی - نیستی. - به راستی - صلت کدام قصیده ای - ای غزل؟ - ستاره باران جواب کدام سلامی - به آفتاب - از دریچه تاریک؟ - کلام از نگاه تو شکل می - بندد. - خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی! - *** - پس پشت مردمکان - فریاد کدم زندانی... ادامه شعر

از اینگونه مردن

می خواهم خواب اقاقیا ها را بمیرم. - خیالگونه، - در نسیمی کوتاه - که به تردید می گذرد - خواب اقاقیاها را - بمیرم. - *** - می خواهم نفس سنگین - اطلسی ها را پرواز گیرم. - در باغچه های تابستان، - خیس و گرم - به نخستین ساعت عصر - نفس اطلسی ها... ادامه شعر

بر سرمای درون

همه - لرزش دست و دلم - از آن بود که - که عشق - پناهی گردد، - پروازی نه - گریز گاهی گردد. - آی عشق آی عشق - چهره آبیت پیدا نیست - *** - و خنکای - مرحمی - بر شعله زخمی - نه شور شعله - بر سرمای درون - آی عشق آی عشق - چهره سرخت پیدا نیست.... ادامه شعر

میلاد آنکه عاشقانه بر خاک مرد

(1) - نگاه کن چه فرو تنانه بر خاک می گسترد - آنکه نهال نازک دستانش - از عشق - خداست - و پیش عصیانش - بالای جهنم - پست است. - آن کو به - یکی « آری » می میرد - نه به زخم صد خنجر، - مگر آنکه از تب وهن - دق کند. - قلعه یی عظیم - که طلسم دروازه... ادامه شعر

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید