برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 22 شعر در یادگاری

 بیست و دو

درختانی را از خواب بیرون می آورم - درختانی را در آگاهی کامل از روز - در چشمان تو گم می کنم -  تو که -  با همه ی فقر و سفره بی نان -  در کنارم - نشسته ای -  لبخند برلب داری - در چهر جهت اصلی -  چهار گل رازقی کاشته ای... ادامه شعر

 سه

این تازه نیست -  قدیمی است -  دو نفر - همه نیستند -  همیشه نیستند -  خویش اند -  و حس و حدسشان برای حادثه نزدیک -  حدس دور دارند -  برادر نیستند -  که من بودم -  تو نبودی -  یا نمی دانم - ... ادامه شعر

 شانزده

 پنهان نمی کنم - خانم ها -  آقایان - من نیز می دانم که میوه -  در سوگواری طعم ندارد - حرف اگر بزنیم - حرف آوازهایی ست - که زیر باران هم - می توان خواند -   -   - ادامه شعر

 شش

 این که ما تا سپیده سخن از گل های بنفشه بگوییم -  شب های رفته را بیاد بیآوریم - آرام و با پچ پچ برای یک دیگر از طعم کهن مرگ بگوییم - همه ی هفته در خانه را - ببندیم -  برای یک دیگر اعتراف کنیم -  که در جوانی کسی را دوست داشته... ادامه شعر

 نه

حاشا و ابدا -  که مرا دلگیری -  از آسمان نیست -  این سرشت ابر است که ببارد -  اگر نبارد -  مرا راستی ادامه ی عمر چگونه است - ابر نمی بارد - عمر ادامه دارد - و مرا غزلی به یاد مانده است -  که برای تو بخوانم -  ایستاده... ادامه شعر

 هشت

شتاب مکن -  که ابر بر خانه ات ببارد -  و عشق -  در تکه ای نان گم شود -  هرگز نتوان -  آدمی را به خانه آورد - آدمی در سقوط کلمات -  سقوط - می کند -  و هنگام که از زمین برخیزد -  کلمات نارس را - به عابران... ادامه شعر

 پانزده

 در این ایوان -  که اکنون ایستاده ام -  سال تحویل می شود -  در آن غروب ماه اسفند - از همه ی یاران شاعرم - در این ایوان یاد کرده ام -  مادرم -  در این ایوان -  در روزی بارانی -  سفره را پهن کرده بود - ... ادامه شعر

 پنج

من بسیار گریسته ام -  هنگام که آسمان ابری است -  مرا نیت آن است -  که از خانه بدون چتر بیرون باشم - من بسیار زیسته ام - اما اکنون مراد من است -  که از این پنجره برای باری - جهان را آغشته به شکوفه های گیلاس بی هراس - بی محابا... ادامه شعر

بیست

 فرصتی بخواهید - تا گیسوان خود را در آفتاب کنار رودخانه - شانه بزنید - فرصتی بخواهید -  که مخفی ترین نام خود را - که خون شما را صورتی می کند - از - رود بزرگ بپرسید - به نام آن اسب - به نام آن بیابان - شما فرصت دارید -  تا چیدن... ادامه شعر

بیست و یک

 هنگام روز - کجا می روی -  در خانه بمان - غمگینم - گیلاس ها بر درختان نشسته اند - پرنده از تنهایی -  پر نمی زند - هراس دارد -  من -  همواره در روز - زخم قلبم را به تو - نشان می دهم - در خانه بمان - آوازها - از خانه... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

1 2 3 بعدی
   
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی