برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
نتایج جستجو: 1 تا 10 از 1,820 نتیجه یافته شده در جستجوی بار

بیراهه ای در آفتاب

 از کودکی ما تااین نسیم شکوفه باران فریب - برگردیم که میان ما و گلبرگ گرداب شکفتن است - موج برون به صخره ما نمی رسد - ما جدا افتاده ایم و ستارههمدردی از شب هستی سر می زند - ما می رویم و آیا در پی ما یادی از درها خواهد گذشت؟

شعر: بیراهه ای در آفتاب، شاعر: سهراب سپهری

دروگران پگاه

جاده تهی است درخت گرانبار شب است -  نمی لرزد آب از رفتن خسته است تو نیستی نوسان نیست -  تو نیستی و تپیدن گردابی است -  تو نیستی و غریو رودها گویا نیست و دره ها ناخواناست - می آیی : شب از چهره ها بر می خیزد راز از هستی می پرد

شعر: دروگران پگاه، شاعر: سهراب سپهری

دیاری دیگر

میان لحظه و خاک ساقه گرانبار هراسی نیست -  همراه ما ابدیت گلها پیوسته ایم - تابش چشمانت را به ریگ و ستاره سپار - تراوش رمزی در شیار تماشا نیست - نه در

شعر: دیاری دیگر، شاعر: سهراب سپهری

روزنه ای به رنگ

جویباری خواب می بیند مرا -  در نسیم لغزشی رفتم به راه - راه نقش پای من از یاد برد - سرگذشت من به - لبها ره نیافت

شعر: روزنه ای به رنگ، شاعر: سهراب سپهری

سایبان آرامش ما ماییم

چون جویبار آیینه روان باشیم به درخت درخت راپاسخ دهیم - و دو کران خود را هر لحظه بیافرینیم هر لحظه رها سازیم - برویم برویم و بیکرانی را زمزمه کنیم -   -  

شعر: سایبان آرامش ما ماییم، شاعر: سهراب سپهری

شا سوسا

ناگهان طرح چهره اش از هم پاشید و غبارش را باد برد - روی علف های اشک آلود به راه افتاده ام - خوابی را میان این علف ها گم کرده ام -  دستهایم پر از بیهودگی جست و جوهاست - من دیرین تنها دراین دشت ها پرسه زد

شعر: شا سوسا، شاعر: سهراب سپهری

کو قطره وهم

و کبوتری در بارش آفتاب به رویا بود - پهنه چشمانم جولانگاه تو باد چشم انداز بزرگ - در این جوش شگفتانگیز - کو قطره وهم ؟ - بال ها سایه پرواز را گم کرده اند

شعر: کو قطره وهم، شاعر: سهراب سپهری

از سبز به سبز

 زیر بارانی می بینم -  که دعاهای - نخستین بشر را ترکرد - من در این تاریکی -  درگشودم به چمنهای قدیم

شعر: از سبز به سبز، شاعر: سهراب سپهری

میوه تاریک

باغ باران خورده می نوشید نور - لرزشی در سبزه های تر دوید -  او به باغ آمد درونش تابناک -  سایه اش در زیر و بم ها ناپدید -  شاخه خم می شد به راهش مست

شعر: میوه تاریک، شاعر: سهراب سپهری

نزدیک آی

بشتاب درها را بشکن وهم را دو نیمه کن که منم هسته این بار سیاه -  اندوه مرا بچین که رسیده است - دیری است که خویش را - رنجانده ایم وروشن آشتی بسته است - مرا بدان سو بر به صخره برتر من رسان که جدا مانده ام

شعر: نزدیک آی، شاعر: سهراب سپهری

جستجوی بیشتر برای بار

  جستجو در وب برای بار
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای بار
  جستجو در تصاویر برای بار
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای بار
  جستجو در فیلم ها برای بار
  جستجو در لینکها برای بار
  جستجو در اخبار برای بار
  جستجو در دیکشنری برای بار
  جستجو در لغتنامه فارسی برای بار
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای بار

تبلیغات اینترنتی
 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی
   
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی