برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
نتایج جستجو: 101 تا 110 از 896 نتیجه یافته شده در جستجوی نان

قصیده

باز با مشتی دگر تنهاییش را همچنان بیمار می کردم -  بیشه کم کم در کنار برکه می خوابید -  و آفتاب زرد و نارنجی -  جون ترنجی پیر و پژمرده -  از خال شاخ و برگ ابر می تابید

شعر: قصیده، شاعر: مهدی اخوان ثالث

کاوه یا اسکندر ؟

 یا نهان سیلی زنان یا آشکار -  کاسه ی پست گداییها شده ست - خانه خالی بود و خوان بی آب و نان -  و آنچه - بود ، آش دهن سوزی نبود

شعر: کاوه یا اسکندر ؟، شاعر: مهدی اخوان ثالث

میراث

در بنان درفشانش کلک - شیرین سلک می لرزید - حبرش اندر محبر پر لیقه چون سنگ سیه می بست - زانکه فریاد امیر عادلی چون رعد بر می خاست - هان ، کجایی ، ای عموی مهربان ! بنویس

شعر: میراث، شاعر: مهدی اخوان ثالث

پیغام

 برگ چونان صخره ی کری نلرزیدن - یاد رنج از دستهای منتظر بردن - برگ از اشک و نگاه و ناله آزردن - ای بهار همچجنان تا جاودان در راه -  همچنان ا جاودان بر شهرها و روستاهای دگربگذر

شعر: پیغام، شاعر: مهدی اخوان ثالث

گله

 آکنده است همت ابری ، چنانکه شهر -  چون کشتی شده ست ، شناور به روی آب - شب - خامش است و اینک ، خاموشتر ز شب - ابری ملول می گذرد از فراز شهر

شعر: گله، شاعر: مهدی اخوان ثالث

حالت

ای آنچنان لحظه ها از کجایید ؟ -  از شوق آینده های بلورین / -  یا یادهای عزیز گذشته ؟ - نه -  آینده ؟ هوم ، حیف ، هیهات

شعر: حالت، شاعر: مهدی اخوان ثالث

آواز چگور

از خان خانان ، ای خدا ، سردار بجنور - من شکوه دارن ، ای خدا ، دل زار و زارون - آتش گرفتم ، ای خدا ، آتش گرفتم - شش تا جوونم ، ای خدا ، شد تیر بارون - ابر بهارون ، ای خدا بر کوه نباره

شعر: آواز چگور، شاعر: مهدی اخوان ثالث

صبح

نسیمی آنچنان آرام - که مخمل را هم از خواب حریرینش نمی انگیخت - و روح صبح آنگه پیش چشم من برهنه شد به طنازی - و خود را از غبار حسرت و اندوه - در آیینه ی زلال جاودانه شست و شویی کرد

شعر: صبح، شاعر: مهدی اخوان ثالث

کتیبه

لبش را با زبان تر کرد ما نیز آنچنان کردیم - و ساکت ماند -  نگاهی کرد سوی ما و ساکت ماند - دوباره خواند ، خیره ماند ، پنداری زبانش مرد - نگاهش را ربوده بود ناپیدای دوری ، ما خروشیدیم

شعر: کتیبه، شاعر: مهدی اخوان ثالث

مرد و مرکب

همچنان شب با سکوت خویش خلوت داشت - مانده از او نور باقی خسته اندی پاس -  مرد و مرکب گرم رفتن لیک - ماندگی نپذیر -  خستگی نشناس

شعر: مرد و مرکب، شاعر: مهدی اخوان ثالث
تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 بعدی
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی