برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
نتایج جستجو: 111 تا 120 از 896 نتیجه یافته شده در جستجوی نان

هنگام

ابری آنچنان از خاک -  کز زهره نشان نمانده بر افلاک - جمعی ز قبیله نیز می گفتند - هنگام رسیده است ؛ مرغ اما - دیری ست نشسته خامش و گویا

شعر: هنگام، شاعر: مهدی اخوان ثالث

و ندانستن

بر بلندی همگنان خاموش - گرد هم بودند - لیک پنداری - هر کسی با خویش - تنها بود

شعر: و ندانستن، شاعر: مهدی اخوان ثالث

 آب و آتش

همچنان که رفته است و می رود - بر باد -   -  

شعر:  آب و آتش، شاعر: مهدی اخوان ثالث

اندوه

 همچنان می بارد این ابر سیاه ساکت دلگیر -  نه صدای پای اسب رهزنی تنها - نه صفیر باد ولگردی -  نه چراغ چشم گرگی پیر -  

شعر: اندوه، شاعر: مهدی اخوان ثالث

 سرود پناهنده

نجوا کنان به زمزمه سرگرم - مردی ست با سرودی غمناک - خسته دلی ، شکسته دلی ، بیزار -  از سر فکنده تاج عرب بر خاک - این شرزه شیر بیشه ی دین ، آیت

شعر:  سرود پناهنده، شاعر: مهدی اخوان ثالث

 سگها و گرگها

خروشد باد و بارد همچنان برف - ز سقف کلبه ی بی روزن شب - شب توفانی سرد زمستان - زمستان سیاه مرگ مرکب - آواز گرگها

شعر:  سگها و گرگها، شاعر: مهدی اخوان ثالث

به مهتابی که به گورستان می تابید

 با ناله ی جانسوز مسکینان ، فقیران -  بدبختها ، بیچاره ها ، بی خانمانها - 2 - لبخند محزون زنی - ده ساله بود این

شعر: به مهتابی که به گورستان می تابید، شاعر: مهدی اخوان ثالث

شکار ( یک منظومه )

 من ، خسته و خمیده و خرد و نفس زنان -  با لاشه ی گوزن جوانم ، رسم ز راه -  واندازمش به پای تو ، آلوده همچنان -  در مرمر - زلال و روان تو ، خرد خرد

شعر: شکار ( یک منظومه )، شاعر: مهدی اخوان ثالث

خفته

 سوسو کنان به طول - خیابان چراغها - بر تاج تابناک ستونهای مستقیم - چون موج باده پشت بلورین ایغها - یا رقص لاله زار به همراهی نسیم

شعر: خفته، شاعر: مهدی اخوان ثالث

فراموش

 و آن پرستو که چنان گمشده ای داشت ، هنوز - همچنان در طلبش غمزده بود - ماه او را دم آن پنجره آورد و - به وی - با سر انگشت مرا داد نشان

شعر: فراموش، شاعر: مهدی اخوان ثالث
تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 بعدی
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی