برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
نتایج جستجو: 51 تا 60 از 202 نتیجه یافته شده در جستجوی چین

مرداب

 چینه دان شوم و سیری - ناپذیرش هر دم از من طعمه ای خواهد - بازمانده ، جاودان ،منقار وی چون غار -  من ز عمر خویشتن هر لحظه ای را لاشه ای سازم - همچو ماهی سویش اندازم

شعر: مرداب، شاعر: مهدی اخوان ثالث

راستی ، ای وای ، آیا

 پس آنگه دو دستش غرقه در چین فرا کند - به چشمش چه اشکی راستی ای شب این فروغ - بیاید تو را جاوید پر روشنا کند -  غریبان عالم جمله دیگر بس ایمنند -  ز بس کاین زن اینک بیکرانه دعا کند

شعر: راستی ، ای وای ، آیا، شاعر: مهدی اخوان ثالث

شکار ( یک منظومه )

بیدار و خواب مخمل پر موج و چین سبز - آ’د شکار من ، جگرش گرم و پر عطش -  من در کمین نشسته ، نهان پشت شاخ و برگ -  چندان که آب خورد و - سر از جوی برگرفت

شعر: شکار ( یک منظومه )، شاعر: مهدی اخوان ثالث

کبوتر و آسمان

یک شب ستاره های ترا دانه چین کنم - با اشک شرم خویش بریزم به پای تو - بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح - بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب - بیمار خنده های توام بیشتر بخند

شعر: کبوتر و آسمان، شاعر: فریدون مشیری

اشکی در گذرگاه تاریخ

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند - آدمیت مرده بود - بعد دنیا هی پر از آدم شد و این اسباب - گشت و گشت - قرنها از مرگ آدم هم گذشت

شعر: اشکی در گذرگاه تاریخ، شاعر: فریدون مشیری

غروب پاییز

گل و گلزار را چین بر جبین است - نگاه گل نگاه واپسین است - پرستوهایی وحشی بال در بال - امید مبهمی را کرده دنبال - نه در خورشید نور زندگانی

شعر: غروب پاییز، شاعر: فریدون مشیری

چهره ی دو

 طومار شعر طولانی را بر می چیند - من سیگاری - بر لب -  مادرم را می بینم که بر می گردد -  می خندد

شعر: چهره ی دو، شاعر: محمود مشرف آزاد تهرانی

 در نخستین ساعت شب

در اطاق چوبیش تنها، زن چینی - در سرش اندیشه های هولناکی دور می گیرد، می اندیشد: - « بردگان ناتوانایی که می سازند دیوار بزرگ شهر را - هر - یکی زانان که در زیر آوار زخمه های آتش شلاق داده جان

شعر:  در نخستین ساعت شب، شاعر: نیما یوشیج

افسانه

 بر سر کوه های کباچین -  نقطه ای سوخت در پیکر دود -  طفل بیتابی آمد به دنیا -  تا به هم یار و دمساز باشیم -  نکته ها آمد از قصه کوتاه

شعر: افسانه، شاعر: نیما یوشیج

من پسر تمام مادران زمینم

که پشت پرچین روسری های پرگره مردند - چه قدر دلم پر است - آینه ی روبروی من از یاد می رود ؟ -  دارم چه قدر افشا می شوم - سکوت مادران

شعر: من پسر تمام مادران زمینم، شاعر: هیوا مسیح
تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی
   
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی