برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
نتایج جستجو: 71 تا 80 از 896 نتیجه یافته شده در جستجوی نان

پایتخت عطش

هلالی کدر چونان مرده ماهی سیمگونه - فلسی بر سطح موجش می گذرد - به باز جست تو برخواستم - تا در پایتخت عطش - در جلوه ئی دیگر

شعر: پایتخت عطش، شاعر: احمد شاملو

میلاد آنکه عاشقانه بر خاک مرد

نگاه کن چه فرو تنانه بر خاک می گسترد - آنکه نهال نازک دستانش - از عشق - خداست - و پیش عصیانش

شعر: میلاد آنکه عاشقانه بر خاک مرد، شاعر: احمد شاملو

از شهر سرد

این نگاه سیاه آزرمند آنان بود - تنها، تنها - که - از روشنائی صحرا - جلوه گرفت - و در آن هنگام که خورشید، عبوس و شکسته دل از دشت می گذشت، - آسمان ناگزیر را به ظلمتی جاودانه نفرین کرد.

شعر: از شهر سرد، شاعر: احمد شاملو

از نفرتی لبریز

ما خنده کنان به رقص بر خاستیم - ما نعره زنان از سر جان گذشتیم ... - کسی را پروای ما نبود. - در دور دست مردی را به دار آویختند : - کسی به تماشا

شعر: از نفرتی لبریز، شاعر: احمد شاملو

فریاد و دیگر هیچ

چرا که امید آنچنان توانا نیست - که پا سر یاس بتواند نهاد. - *** - بر بستر سبزه ها خفته ایم - با یقین سنگ

شعر: فریاد و دیگر هیچ، شاعر: احمد شاملو

کیفر

از این مردان، یکی، در ظهر تابستان سوزان، نان فرزندان خود -  را، بر سر برزن، به خون نان فروش -  سخت دندان گرد آغشته است . - از اینان، چند کس، در خلوت یک روز باران ریز، بر راه ربا خواری -  نشسته اند

شعر: کیفر، شاعر: احمد شاملو

لوح گور

با برگ ها رازی چنان نگفت - که بشاید. - دوشیزه عشق من - مادری بیگانه - است

شعر: لوح گور، شاعر: احمد شاملو

آن روز در این وادی...

همچنان شناور ماند - در روز ِ جهان. - □ - مُردهگان - در شب ِ خویش

شعر: آن روز در این وادی...، شاعر: احمد شاملو

در آستانه

مهمانان، - که آنجا - تو را - کسی به انتظار نیست. - که آنجا

شعر: در آستانه، شاعر: احمد شاملو

طرح ِ بارانی

چونان لغزش ِ خاکستری خوابی بیگاه - بر خاک. - ۲۸ فروردین ِ ۱۳۷۶

شعر: طرح ِ بارانی، شاعر: احمد شاملو
تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 بعدی
   
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی