برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
نتایج جستجو: 81 تا 90 از 896 نتیجه یافته شده در جستجوی نان

شبانه -14

چه مؤمنانه نام مرا - آواز می کنی! - *** - و دلت - کبوتر آشتی ست،

شعر: شبانه -14، شاعر: احمد شاملو

ارابه ها

چرا که از بار ارابه ها عطر نان گرم بر نمی خاست - برهنگان از جای بر نخاستند - چرا که از بار ارابه ها خش خش جامه هائی برنمی خاست - زندانیان از جای برنخاستند - چرا که محموله ارابه ها نه دار بود نه آزادی

شعر: ارابه ها، شاعر: احمد شاملو

صبوحی

همچنان - که تجلی ساحرانه نام بزرگ؛ - و شک - بر شانه های - خمیده ام

شعر: صبوحی، شاعر: احمد شاملو

آیدا در آینه

شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند - که جاندار غار نشین از آن سود می جوید - تا به صورت انسان درآید - و گونه هایت - با دو شیار مّورب

شعر: آیدا در آینه، شاعر: احمد شاملو

شبانه 3

وغیرت مردی و شرم زنانه - گفت گوهای شبانه را - به نجوا های آرام - بدل می کرد - وپرندگان شب

شعر: شبانه 3، شاعر: احمد شاملو

شبانه

پا در جای چنانم - که ما ز وی پیر - بندی دره تنگ - و ریشه فولادم - در ظلمت سنگ

شعر: شبانه، شاعر: احمد شاملو

شکاف

نان چون جرعه زهری کشتیار - نشخوار - می کند. - *** - از پنجره

شعر: شکاف، شاعر: احمد شاملو

شبانه 10

ای معشوقی که سرشار از زنانگی هستی - و به جنسیت خود غره ای - به خاطر عشقت!- - ای صبور! ای پرستار! - ای مومن!

شعر: شبانه 10، شاعر: احمد شاملو

شبانه 2

همچنان که شادیش - طلوع همه آفتاب هاست - و صبحانه - و نان گرم، - و پنجره ئی

شعر: شبانه 2، شاعر: احمد شاملو

مرگ ناصری

و چونان قوئی مغرور - در زلالی خویشتن نگریست - ((- تازیانه اش بزنید!)) - رشته چر مباف - فرود آمد.

شعر: مرگ ناصری، شاعر: احمد شاملو
تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 بعدی
   
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی