برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 33 شعر در آغوش

 با نسیم بهار

خون فروردین به صحرا جوش زد -  شاخه ها بشکفت در دامان باغ . - چشم جانم باز شد با اشتیاق -  تا ببیند فصل گلخندان باغ . - چشم جانم باز شد ، هنگامه ایست -  عاشقان گل ز افسوون خیال -  سوی صحرا می شتابند از نهفت -  تارها گردند... ادامه شعر

آتش پا

 هوا سردست و دریا سخت توفانی - نه بوی نوبهار آید . - نه گلبانگ هزار آید . -  بخور سربی مه ، روی پل ، آرام خوابیده است -  نفس بر شیشه های پنجره چون دود ماسیده است -  همان بهتر که ای دریا دل همراز - به کنج خلوت میخانه ی مخروبه... ادامه شعر

آفتاب

 چه شام ها که گذشت و چه روزها که پرید -  خیال روی تو ماندست و مرد ناکامی . -  شکست جام نیازم به کف ، کجا رفتی ؟ -  که سالهاست به جامم نمی زنی جامی . -  از آن دمی - که تو با خشم از برم رفتی -  تن زنی هوس انگیز بستر... ادامه شعر

بی نشان

نفهمیدم که آن زن ، - چرا ننشسته بگیخت . - چرا آواز غم را -  به چنگ شعرم آویخت . - نفهمیدم چه کردیم - کجا بودیم ، کی دید . -  شبانگه بود یا روز - چه ها گفتم ، - چه پرسید. - نفهمیدم که نامش -  چرا در خاطرم نیست .... -  چرا... ادامه شعر

تصویر

 برگرد ای زنی که نمی یابمت دگر - برگرد تا که لب به لبت آشنا شود ، -  برگرد تا که آتش افسرده ی دلم - جان گیرد و جهنم خورشید ها شود . - ما هر دو آفریده یک درد زنده ایم ، - تو آن زنی که نام تو هر کس شنیده است ، -  تو آن زنی که از لب... ادامه شعر

تمنای گناه

خزد لرزان ، درون بستر من -  ز شرمی خفته می گوید که : - بفشار - چنان بفشار بر خود پیکرم را -  که بشکوفد هوس های گنه بار - به دندان گیر و شادی بخش و می نوش -  ز - خون این لبان بوسه گیرم . - ببین از گونه سرخم بریزد ، - شرار خواهش... ادامه شعر

حماسه

 هرگز نخوانده ام ، -  شعری ز شاهنامه ی فردوسی بزرگ -  گویاتر از حماسه ی خشم نگاه او -  کز پشت میله های گران ، قفل های سرد -  خواند ترانه ها ، -  از صبح - زندگی . - از شام بندگی . - هرگز ندیده ام ، -  گلبرگ... ادامه شعر

در باز

در گشودم ، در گشودم بی قرار -  پرده های سرخ را بالا زدم . -  عکس زیبایت نهادم روی میز -  بوسه ب آن صورت زیبا زدم . - مریمی روی بخاری بود و من - دسته ای دیگر - نهادم پیش آن . - زانکه می دانستم ای مریم سرشت -  شاخ مریم را به... ادامه شعر

دکل شکسته

دریا نهیب می زند و صخره های آب -  کوبد به کوه کشتی گم کرده اختری -  دندان نموده همچو نهنگان طعمه جوی - تا در کشد به کام سیه ، خسته پیکری . -  ساحل نشسته در دل - خاکستر افق -  با سایه شکسته یک برج دیده بان . -  آبست و آب... ادامه شعر

دود

 هم رقص دود بود ، -  وقتی میان حلقه بازو، گرفتمش . - من نیز شعله وار -  همراه با ترانه ی : « دانوب » پر شکوه ، -  سوی دیار عشق و هوس می شتافتم . - اینک گریخته است - . -  اینک منم چو دود -  او نیز شعله وار : - در... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

1 2 3 4 بعدی
   
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی