برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 21 تا شعر 30 از مجموع 47 شعر در از سرزمین آینه و سنگ

خواب

 ... اما -  اغمای خواب گونه ی آن قوم باستان -  با لای لای هر ورق تاریخ -  چندان عمیق گشت - که شاعر ، -  مأیوس و خشمناک -  فریاد - جاودانه ی شعرش را -  در گوش کوه ریخت . -   -   - ادامه شعر

در ارتفاع

 اگر من نبودم -  به کدام آه ، خم می شدی ؟ -  و اگر تو نبودی - کدام نوازش ، سر انگشتانم را اشارت می آموخت ؟ -  نظاره کن شعر گیاه را -  سبزینه ، - هستی است . - مرا به خورشید چشمانت -  متصاعد شو -  در آوند هات... ادامه شعر

در استوای آب

به انقطاع راه می بری ای سیم ماهی -  و به هنگام -  خطی که تا جهان می شکافد. -  هان ! دریای نقره - در کدام مرجان ، پنهانی می مانی - گاه که وال ها در ژرفایند -  و زوبین ها آب سپار . -  در استوای آب می مانم و گوش ها ، تشنه... ادامه شعر

در جمع کورها

 در خواب -  سنگی رها شد از دستم -  سرب هوای دودی مسموم را شکافت -  و بالا - بالاتر ، - شمشیر یک شهاب مسافر شکسته شد . -  شنگرف نور فرو ریخت . -  در جمع کورها - پیغمبران -  با هاله ی بنفش -  ظاهر شدند... ادامه شعر

دهلوی پیک

و خون -  و خون آبی شب های هیچ - تاب -  گل می کند -  بر شیشه ی کبود عینک . - بر گرد میز -  من هستم و زنم - و « ناتاشای » بختگو . -  انگشت های فرز « ناتاشا » -  رو می کند برای من و او -  پنجاه و دو عدد و تصویر... ادامه شعر

سالنما

خورشید ، - در اعتدال ربیعی است . - امروز ، روز اول سال مار ، - سال زهر ، - سال دندان و - سال نیش ...... -   -   - ادامه شعر

سعد

هژده ستاره طالع -  در برج جدی - پایان سیه فام شب انتظارهاست - وقتی که می خندی . -   -   - ادامه شعر

شب

 شب از مسیر هر شبه اش با شتاب رفت -  تا ، - زان پیشتر که خون سیاهش -  بر آستان صبح بریزد -  از جوی ماهتاب -  یک جرعه ی زلال بنوشد -   -   - ادامه شعر

شفاعت

 نفخه ای اگر بدمد در شیپوری سخت رسا -  که استخوانم بر استخوان بایستد - به مدد مفصل ها -  از شرم نگاه تو وام می گیرم -  به شفاعت عشقی -  که در چشم شهر تاشان تو ، به گناه آلوده بود . - شفیع من کوهی است که بر عدالت خود می... ادامه شعر

صبور سال بد من

تو را می خوانم -  تو را شکوه مشرق - که خون آبی تو در رگم تراویده ست -  که هرم دم زدنت -  درون پوست سردم - روان تازه دمیده ست . - چه مادرانه نوازشگری و می دانم - که زخم خنجر بد ها را -  به التیام نشستی . -  صبور سال بد... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 بعدی
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی