برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 41 تا شعر 47 از مجموع 47 شعر در از سرزمین آینه و سنگ

نمایش

بازیگران ، - بازی را -  چندان به جد نگرفتند -  تا آن فریب هر شبه ، - باری -  یک لحظه در نقاب بماند . - درد این نبود که باید -  تا آخر - نمایش بنشینم -  و در اوج هوشیاری -  بنشینم و ، - با چشم های باز ، ببینم .... ادامه شعر

یاد

 از دورها می آیی و پایت خسته -  طشت گلاب ، کنار تخت -  ........... -  که طرح پای مرطوب تو - بر قالی - طرح سعادت است : - - سعادت تقویم نعل ها - -  .............. - که من از سندل تو - بوی آشتی می شنوم -  گیسوی تو... ادامه شعر

یاد

 میدان تهی است -  و قهرمانان خسته اند -  مردان خوب -  بر اسبهای خوب ازین پهنه رفته اند . -   -   - ادامه شعر

پرواز 1

دستی فضای سبز پریدن را -  در پنجه اش فشرد -  و جوهر پرش - در استوانه ی سقوط ، - فرو ریخت . -  خون پرنده ، آیینه شد . -  و آیینه - در - بازتاب واژه ی پرواز -  تا دره های حنجره ی خونبار - جاری است . - اینک پرنده ، اینک... ادامه شعر

پرواز 2

چیزی پر پریدن را می برد -  در باد ، شاید خنجر می روید -  و خنجر ، -  با واژه ی پریدن -  از خون می گوید . -  منقار این کبوتر -  شاید - پیامی دارد - منقار -  از شاخه های زیتون می گوید -  از خون می گوید... ادامه شعر

پرواز 4

جنگل ، -  شوق پرنده را ، - پرواز داد -  و طوطیان حیرت را -  از همرهان آینه ، با واژه های راز -  آواز داد . - آواز ، -  در لابلای شاخه - ی شب ، آویخت ، -  و برگ ها -  از لرزش شبانه ، فرو ریخت ... -  آنگاه... ادامه شعر

پیشانی شکفته ی ...

دشت بزرگ ، -  خورشید -  از مشرق بلند تو می تابد -  و گونه هات -  چون قله های برفی مغرور -  زرین صبح را به جلوه ی تابش می خواند - و موج موج زنبور های زرد : - - این اچتماع کوشش و تدبیر - -  پرواز عاشقانه خود را - ... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی