برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 37 شعر در دیدار

 تقویم زندگی

 من -  شب را به تیغ صبح بریدم -  و روز را -  در قابی از طلا -  آویختم به روزن تقویم زندگی . -   -   - ادامه شعر

 عاشقانه 7

سخت رهایی زمن نهان گرانبار -  اندوه این جدایی را -  آیا کدام تیغ دو نیمه تواند کرد - که - درین راه -  من گرانبار شایسته -  و تو سبکبار بایسته . -  هان ای نیام بیدار کدامین تیغ - برین آخته شفاعت من کن -  که تمامی... ادامه شعر

 مرگ و میلاد

در استوای خون « لوتر کینک - » - خورشید ایستاد . -  روز بزرگ تاریخ - آغاز می شود . - او - بکر وسیع قاره ی افریقاست . -  او - مفهوم قهرمانی انسان قرن ماست . - و پرچم صداقت خورشید -  بر نیزه های خشم سیاهان -  میلاد یک سیاه... ادامه شعر

 پل

او -  بر آن کرانه بود -  بانگم پلی شد و تا او رفت -  او -  بر این کرانه بود . -  آب گلین - بر پایه های سنگی پل شعر می نوشت : - « این قصه را نهایت خود بی - نهایتی است - آیا دو امتداد موازی - حتی - در خوابهای هند سگی... ادامه شعر

آواز تاک

آواز عاشقانه تاکان -  شب را به همسرایی می خواند -  شب تازه خفته بود -  رود بلند بانگ شغالان - با تاک ها به زمزمه برخاست . -   -   - ادامه شعر

ارتفاع سبز

بازوی تو دو خط موازیست - کاو -  در امتداد صفحه ی دریا - تا دوردست سبز زمان بودنی که خواهد بود - و هستی ای که خواهد زیست - را -  رهایی آموخت . - دریا ، به استغاثه ی ساحل جواب گفت -  و همخوابی نجیب بدنهای لخت را به شن ها نوید داد... ادامه شعر

اقراء باسم :

ف. ر . ی - و تو -  و تو که بی گواه قلم همسر منی - دست مرا -  تا مرزهای عصمت خود ، بار می دهی - . کاپ « چین چیلا *» - - یاد آور تجارت جان ها و پوست ها - - در - اوج حشمتش -  در مرزهای شانه تو ، ره نمی برد . - آغاز ره کجاست ؟ -... ادامه شعر

انسان

 سیاره ی زمین -  پیوند می خورد -  با ماه - مریخ - با زهره - مشتری - و -  دست بلند و محتشم انسان -  یک روز -  خواهد رسید - تا کهکشان دور -  تا عمق کائنات - تا انفجار نور - دست بلند و محتشم انسان - اما -... ادامه شعر

با کاروان ابریشم

3 - ذهن تو - ذهن تو از کلاله ی ابریشم -  با من حکایت مشک و عبیر کرد -  و نعل های کاروان مارکوپولو -  - که شکل هندسی با سعادتی دارد - - دار حکایتی -  از کوبلای خان تاتار -  و ذهن خسته و آشفته ی مرا -  گویی که مشک... ادامه شعر

بانوی من

 من -  از ژرفنای نیلی اندوه -  تا ارتفاع دوستی دوست -  با گام اشتیاق دویدم . -  تا -  بر چشمه های پاک رسیدم -  من - آن جاری زلال خنک را -  بر سنگ های تشنه گشودم . -  من - از خیمه نهفته ی لیلا - ... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

1 2 3 4 بعدی
   
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی