برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 55 شعر در ابر و کوچه

بیگانه

غم آمده غم آمده انگشت بر در میزند - هر ضربه انگشت او بر سینه خنجر میزند - ای دل بکش یا کشته شو غم را در اینجا ره مده -  گر غم در اینجا پا نهد آتش به جان در - میزند - از غم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا - غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر میزند... ادامه شعر

خار

من آن طفل آزاده سر خوشم - که با اسب آشفته یال خیال - درین کوچه پس کوچه ماه و سال - چهل سال نا آشنا رانده ام - ز سیمای بیرحم گردون پیر - در اوراق بیرنگ - تاریخ کور - همه تازه های جهان دیده ام - همه قصه های کهن خوانده ام - چهل سال در عین رنج و... ادامه شعر

دست ها و دست ها

به دست های او نگاه میکنم - که میتواند از زمین - هزار ریشه گیاه هرزه را برآورد - و میتواند از فضا - هزارها ستاره را به زیر پر درآورد - به دست های - خود نگاه میکنم - که از سپیده تا غروب - هزار کاغذ سپیده را سیاه میکند - هزار لحظه عزیز را تباه... ادامه شعر

سینه گرداب

همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوست - چون باده لب تو می نابم آرزوست - ای پرده پرده چشم توام باغ های سبز - در زیر سایه مژه ات خوابم آرزوست - دور از نگاه - گرم تو بی تاب گشته ام - بر من نگاه کن که تب و تابم آرزوست - تا گردن سپید تو گرداب رازهاست - ... ادامه شعر

غریبه

 دست مرا بگیر که باغ نگاه تو - چندان شکوفه ریخت که هوش از سرم ربود - من جاودانیم که پرستوی بوسه ات - بر روی من دردی ز بهشت خدا گشود - اما چه میکنی - دل - را که در بهشت خدا هم غریب بود -   -   - ادامه شعر

 اشک خدا

صدف سینه من عمری - گهر عشق تو پروردست - کس نداند که درین خانه - طفل با دایه چه ها کردست - همه ویرانی و ویرانی -  همه خاموشی و خاموشی - سایه - افکنده به روزنها - پیچک خشک فراموشی - روزگاری است درین درگاه - بوی مهر تو نه پیچیدست - روزگاری... ادامه شعر

اشک زهره

با مرگ ماه روشنی از آفتاب رفت - چشمم و چراغ عالم هستی به خواب رفت - الهام مرد و کاخ بلند خیال ریخت - نور از حیات گم شد و شور از شراب رفت - این تابناک تاج - خدایان عشق بود - در تندباد حادثه همچون حباب رفت - این قوی نازپرور دریای شعر بود -  در... ادامه شعر

باغ

 بهار میرسد اما ز گل نشانش نیست - نسیم رقص گل آویز گل فشانش نیست - دلم به گریه خونین ابر میسوزد - که باغ خنده به گلبرگ ارغوانش نیست - چنین بهشت کلاغان و - بلبلان خاموش - بهار نیست به باغی که باغبانش نیست -  چه دل گرفته هوایی چه پا فشرده... ادامه شعر

 زهر شیرین

ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق - که نامی خوشتر از اینت ندانم - وگر هر لحظه رنگی تازه گیری -  به غیر از زهر شیرینت نخوانم - تو زهری زهر گرم سینه - سوزی - تو ش یرینی که شور هستی از تست - شراب جام خورشیدی که جان را - نشاط از تو غم از تو مستی... ادامه شعر

 ناقوس نیلوفر

کودک زیبای زرین موی صبح - شیر می نوشد ز پستان سحر - تا نگین ماه را آرد به چنگ - میکشد از سینه گهواره سر - شعله رنگین کمان آفتاب - در غبار - ابرها افتاده است - کودک بازی پرست زندگی - دل بدین رویای رنگین داده است - باغ را غوغای گنجشکان مست - ... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

1 2 3 4 5 6 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی