برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 48 شعر در از خاموشی

هنوز همیشه هرگز

هزار سال به سوی تو آمدم -  افسوس - هنوز دوری دور از من ای امید محال - هنوز دوری آه از همیشه دورتری - همیشه اما در من کسی نوید دهد -  که می - رسم به تو -  شاید هزارسال دگر - صدای قلب ترا - پشت آن حصار بلند -  همیشه می شنوم... ادامه شعر

گلبانگ

 در زلال لاجوردین سحرگاهی -  پیش از آنی که شوند از خواب خوش بیدار -  مرغ یا ماهی -  من در ایوان سرای خویشتن -  تشنه کامی خسته را مانم درست - جان به در برده ز صحراهای وهم آلود خواب -  تن برون آورده از چنگ هیولاهای شب... ادامه شعر

پس از مرگ بلبل

نفس می زند موج - نفس می زند موج -  ساحل نمی گیردش دست -  پس می زند موج -  فغانی به فریاد رس می زند موج - من آن رانده مانده بی شکیبم -  که راهم به فریاد رس بسته - دست فغانم شکسته -  زمین زیر پایم تهی می کند جای -  زمان... ادامه شعر

 آب و ماه

شب از سماجت گرما -  تن از حرارت می - لب از شکایت یکریز تشنگی پر بود - میان تاریکی -  نسیم گرمی با من نفس نفس می زد -  و هردو با هم دنبال آب - میگشتیم - و در سیاهی سیال خلوت دهلیز - نهیب ظلمت ما را دوباره پس می زد - هجوم باد دری... ادامه شعر

 آفرینش

در قرنهای دور -  در بستر نوازش یک ساحل غریب - زیر حباب سبز صنوبرها - همراه با ترنم خواب آور نسیم -  از بوسه ای پر عطش آب و آفتاب -  در لحظه ای که - شاید -  یک مستی مقدس - یک جذبه -  یک خلوص - خورشید و خاک و آب و نسیم... ادامه شعر

 آوای درون

کسی باور نخواهد کرد -  اما من به چم خویش می بینم -  کهمردی پیش چشم خلق بی فریاد می میرد -  نه بیمار است -  نه بردار است - نه درقلبش - فروتابیده شمشیری - نه تا پر در میان سینه اش تیری - کسی را نیست بر این مرگ بی فریاد تدبیری... ادامه شعر

 با برگ

حریق خزان بود -  همه برگ ها آتش سرخ -  همه شاخهها شعله زرد -  درختان همه دود پیچان -  به تاراج باد -  و برگی که می سوخت میریخت می مرد - و جامی ساوار چندین هزار آفرین -  که بر سنگ می خورد - من از جنگل شعله ها می گذشتم... ادامه شعر

 فریاد

مشت می کوبم بر در - پنجه می سایم بر پنجره ها -  من دچار خفقانم خفقان -  من به تنگ آمده ام از همه چیز - بگذارید هواری بزنم -  آی - با شما هستم - این درها را باز کنید - من به دنبال فضایی می گردم - لب بامی -  سر کوهی دل صحرایی... ادامه شعر

 بیا ز سنگ بپرسیم

 درون آینه ها درپی چه می گردی ؟ -  بیا ز سنگ بپرسیم -  که از حکایت فرجام ما چه می داند - بیا ز سنگ بپرسیم - زانکه غیر از سنگ - کسی - حکایت فرجام را نمی داند - همیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است -  نگاه کن - نگاه ها همه سنگ... ادامه شعر

 در میان برگهای زرد

 تاب می خورم -  تاب می خورم -  می روم به سوی مهر -  می روم به سوی ماه - در کجا به دست کیست - بند گاهواره ام ؟ - برگهای زرد -  برگهای زرد -  روی راهی از ازل کشیده تا ابد - مثل چشم های منتظر نگاه میکنند -  در... ادامه شعر

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

1 2 3 4 5 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید