برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 21 تا شعر 30 از مجموع 62 شعر در لحظه ها و احساس

 ترنم رنگین

یک کهکشان شکوفه گیلاس - نقشی کشیده بود بر آن نیلگون پرند - شعری نوشته بود بر آن آبی بلند - موسیقی بهار - چون موجی از لطافت شادی نشاط نور - در صحنه فضا مترنم بود - تالار دره راه - تا انتهای دامنه می پیمود - هر ذره وجود من از شور و حال مست - بر... ادامه شعر

 قهر

در آمد از در - بیگانه وار سنگین تلخ - نگاه منجمدش - به راستای افق مات در هوا می ماند - نگاه منجمدش را به من نمی تاباند - عزای عشق کهن را سیاه - پوشیده - رخش همان سمن شیر ماه نوشیده - نگاه منجمدش خالی از نوازش و نور - نگاه منجمدش کور - از غبار... ادامه شعر

حصار

بیرون شدن نداند - این رهرو غریب - ازاین حصار سربی - این تنگه غروب -   -   - ادامه شعر

خوش آمد بهار

خوش آمد بهار - گل از شاخه تابید خورشید وار -  چو آغوش نوروزر پیروز بخت - گشوده رخ و بازوان درخت - گل افشانی ارغوان - نوید امید است در باغ - جان -  که هرگز نماند به جای - زمستان اهریمنی - بهاران فرا میرسد -  پرستیدنی - سراسر... ادامه شعر

درس معلم

در کلاس روزگار - درسهای گونه گونه هست - درس دست یافتن به آب و نان - درس زیستن کنار این و آن - درس مهر - درس قهر - درس آشنا شدن - درس با س - رشک غم ز هم جدا شدن - در کنار این معلمان و درسها - در کنار نمره های صفر و نمره های بیست - یک معلم بزرگ... ادامه شعر

دریچه

وقتی ستاره نیز - سو سوی روزنی به رهایی نیست - آن چشم شب نخفته چرا پشت پنجره - با آن نگاه غمگین - ژرقای آسمان را -  می کاوید - آنگاه بازمیگشت - نویمد - میگریست -   -   - ادامه شعر

دل افروزان شادی

نسیم صبح بوی گل پراکند - افق دریایی از نور است و لبخند -  دل افروزان شادی را صلا زن - سیه کاران غم را در فروبند -   -   - ادامه شعر

آن سوی مرز بهت و حیرت

با برق اشکی در نگاه روشن خویش -  ما را گذر می داد در احساس آهو - ما را خبر می داد از بیداد صیاد -  من این میان مجذوب شور و حالت او - از راز هر نفش - با ما سخن گفت و ما - زنجیریان برج افسوس - در ما نظر می کرد و ما -  سرگشتگان شهر... ادامه شعر

در بیشه زار یادها

شب بود و ابر تیره و هنگامه باد - ناگاه برگ زرد ماه از شاخه افتاد - من ماندم و تاریکی و امواج اوهام - در جنگل یاد - آسیمه سر در بیشه - زاران می دویدم - فریاد ها بر می کشیدم -  درد عجیبی چنگ زن درتار و پودم - من ماه خود را - گم کرده بودم... ادامه شعر

ای وای شهریار

در نیمه های قرن بشر سوزان - در انفجار دائم باروت - در بوته زار انسان - در ازدحام وحشت و سرسام - سرگشته و هراسان میخواند - می خواند با صدای - حزینش - می خواست تا صدای خدا را - در جانم مردمان بنشاند - نامردم سیه دل بدکار را مگر - در راه مردمی... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 بعدی
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی