برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 37 شعر در گناه دریا

سرگذشت گل غم

تا در این دهر دیده کردم باز - گل غم در دلم شکفت به ناز - بر لبم تا که خنده پیدا شد - گل او هم به خنده ای وا شد - هر چه بر من زمانه می ازود - گل غم را از - آن نصیبی بود - همچو جان در میان سینه نشست - رشته عمر ما به هم پیوست - چون بهار جوانیم... ادامه شعر

معراج

گفت : آنجا چشمه خورشید هاست -  آسمان ها روشن از نور و صفا است - موج اقیانوس جوشان فضا است - باز من گفتم که : بالاتر کجاست - گفت : بالاتر جهانی دیگر است - عالمی کز عالم خاکی جداست - پهن دشت آسمان بی انتهاست - باز من گفتم که بالاتر کجاست -... ادامه شعر

چشم من روشن

 آخر ای دوست نخواهی پرسید - که دل از دوری رویت چه کشید - سوخت در آتش و خاکستر شد -  وعده های تو به دادش نرسید - داغ ماتم شد و بر سینه نشست - اشک حسرت شد و بر خاک چکید - ن همه عهد فراموشت شد - چشم من روشن روی تو سپید - جان به لب آمده... ادامه شعر

گناه دریا

چه صدف ها که به دریای وجود -  سینه هاشان ز گهر خالی بود - ننگ نشناخته از بی هنری -  شرم ناکرده از این بی گهری -  سوی هر درگهشان روی نیاز - همه - جا سینه گشایند به ناز - زندگی دشمن دیرینه من - چنگ انداخته در سینه من - روز و شب... ادامه شعر

 عشق بی سامان

چنین با مهربانی خواندنت چیست ؟ - بدین نامعربانی رندنت چیست ؟ - بپرس از این دل دیوانه من - که ای بیچاره ماندنت چیست ؟ -   -   - ادامه شعر

آتش پنهان

گرمی آتش خورشید فسرد - مهرگان زد به جهان رنگ دگر - پنجه خسته این چنگی پیر - ره دیگر زد و آهنگ دگر - زندگی مرده به بیراه زمان - کرده افسانه هستی - کوتاه - جز به افسوس نمی خندد مهر - جز به اندوه نمی تابد ماه - باز در دیده غمگین سحر - روح بیمار... ادامه شعر

آرزو

به امید نگاهت ایستادن - به روی شانه هایت سر نهادن -  خوشتر از این آرزویی است - دهان کوچکت را بوسه دادن -   -   - ادامه شعر

آسمان کبود

بهارم دخترم از خواب برخیز - شکر خندی بزن شوری برانگیز - گل اقبال من ای غنچه ناز - بهار آمد تو هم با او بیامیز - بهارم دخترم آغوش وا کن - که از هر - گوشه گل آغوش وا کرد - زمستان ملال انگیز بگذشت - بهاران خنده بر لب آشنا کرد - بهارم دخترم صحرا... ادامه شعر

آغوش

برای شچم خاموشت بمیرم - کنار چشمه نوشت بمیرم -  نمی خواهم در آغوشت بگیرم - که می خواهم در آغوشت بمیرم -   -   - ادامه شعر

بعد از من

مرا عمری به دنبالت کشاندی - سرانجامم به خاکستر نشاندی - ربودی دفتر دل را و افسوس - که سطری هم از این دفتر نخواندی - گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت - پس - از مرگم سرکشی هم فشاندی - گذشت از من ولی آخر نگفتی - که بعد از من به امید که ماندی -  ... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

1 2 3 4 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی