برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 35 شعر در تولدی دیگر

تنهایی ماه

در تمام طول تاریکی - سیرسیرکها فریاد زدند - ماه ای ماه بزرگ - در تمام طول تاریکی - شاخه ها با آن دستان دراز - که از آنها آهی شهوتناک - سوی بالا می رفت - و نسیم تسلیم به فرامین خدایانی نشناخته و مرموز - و هزاران نفس پنهان در زندگی مخفی خاک - ... ادامه شعر

پرنده فقط یک پرنده بود

پرنده گفت : چه بویی چه آفتابی - آه بهار آمده است - و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت - پرنده از لب ایوان پرید مثل پیامی پرید و رفت - پرنده کوچک - پرنده فکر نمی کرد - پرنده روزنامه نمی خواند - پرنده قرض نداشت - پرنده آدمها را نمیشناخت - پرنده... ادامه شعر

جفت

شب می آید - و پس از شب ‚ تاریکی - پس از تاریکی - چشمها - دستها - و نفس ها و نفس ها و نفس ها ... - و صدای آب - که فرو می ریزد قطره قطره قطره از شیر - بعد دو - نقطه سرخ - از دو سیگار روشن - تیک تاک ساعت - و دو قلب - و دو تنهایی -  ... ادامه شعر

جمعه

جمعه ی ساکت - جمعه ی متروک - جمعه ی چون کوچه های کهنه ‚ غم انگیز - جمعه ی اندیشه های تنبل بیمار - جمعه ی خمیازه های موذی کشدار - جمعه ی بی - انتظار -  جمعه ی تسلیم - خانه ی خالی - خانه ی... ادامه شعر

ای مرز پر گهر

فاتح شدم - خود را به ثبت رساندم - خود را به نامی در یک شناسنامه مزین کردم - و هستیم به یک شماره مشخص شد - پس زنده باد 678 صادره از بخش 5 ساکن تهران - دیگر - خیالم از همه سو راحت است - آغوش مهربان مام وطن - پستانک سوابق پر افتخار تاریخی - لالایی... ادامه شعر

به علی گفت مادرش روزی ...

علی کوچیکه - علی بونه گیر - نصف شب از خواب پرید - چشماشو هی مالید با دس - سه چار تا خمیازه کشید - پا شد نشس - چی دیده بود ؟ - چی دیده بود ؟ - خواب یه ماهی دیده بود - یه ماهی انگار که یه کپه دو زاری - انگار که یه طاقه حریر - با حاشیه منجوق... ادامه شعر

گل سرخ

گل سرخ - گل سرخ - گل سرخ - او مرا برد به باغ گل سرخ - و به گیسوهای مضطربم در تاریکی گل سرخی زد -  و سرانجام - روی برگ گل سرخی با من خوابید -  ای - کبوترهای مفلوج - ای درختان بی تجربه یائسه . ای پنجره های کور - زیر قلبم و در اعماق... ادامه شعر

آفتاب می شود

نگاه کن که غم درون دیده ام - چگونه قطره قطره آب می شود - چگونه - سایه سیاه سرکشم - اسیر دست آفتاب می شود - نگاه کن - تمام هستیم خراب می شود -  شراره ای مرا به کام می کشد - مرا به اوج می برد - مرا به دام میکشد - نگاه کن - تمام آسمان من... ادامه شعر

باد ما را خواهد برد

در شب کوچک من افسوس - باد با برگ درختان میعادی دارد - در شب کوچک من دلهره ویرانیست - گوش کن - وزش ظلمت را میشنوی؟ - من غریبانه به این خوشبختی می - نگرم - من به نومیدی خود معتادم - گوش کن - وزش ظلمت را میشنوی ؟ - در شب اکنون چیزی می گذرد - ... ادامه شعر

آن روزها

آن روزها رفتند - آن روزهای خوب - آن روزهای سالم  سرشار - آن آسمان های پر از پولک - آن شاخساران پر از گیلاس - آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها به - یکدیگر - آن بام های باد بادکهای بازیگوش - آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها - آن روزها... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

1 2 3 4 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی