برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 25 شعر در دیوار

اعتراف

تا نهان سازم از تو بار دگر - راز این خاطر پریشان را - میکشم بر نگاه ناز آلود - نرم و سنگین حجاب مژگان را - دل گرفتار خواهشی جانسوز - از خدا راه چاره می جویم - پارسا - وار در برابر تو - سخن از زهد و توبه می گویم - آه ... هرگز گمان مبر که دلم... ادامه شعر

اندوه پرست

کاش چون پاییز بودم ... کاش چون پاییز بودم - کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم - برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد - آفتاب دیدگانم سرد میشد - آسمان سینه ام پر درد می - شد - ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد - اشکهایم همچو باران - دامنم را... ادامه شعر

آبتنی

لخت شدم تا در آن هوای دل انگیز - پیکر خود را به آب چشمه بشویم - وسوسه می ریخت بر دلم شب خاموش - تا غم دل را بگوش چشمه بگویم - آب خنک بود و موجهای درخشان - ناله کنان گرد - من به شوق خزیدند - گویی با دست های نرم و بلورین - جان و تنم را بسو خویش... ادامه شعر

آرزو

کاش بر ساحل رودی خاموش - عطر مرموز گیاهی بودم - چو بر آنجا گذرت می افتاد - به سرا پای تو لب می سودم - کاش چون نای شبان می خواندم - بنوای دل دیوانه تو - خفته بر هودج - مواج نسیم - میگذشتم ز در خانه تو - کاش چون پرتو خورشید بهار - سحر از پنجره... ادامه شعر

اندوه تنهایی

پشت شیشه برف میبارد - پشت شیشه برف میبارد - در سکوت سینه ام دستی - دانه اندوه میکارد - مو سپید آخر شدی ای برف - تا سرانجام چنین دیدی - در دلم باریدی ... ای - افسوس - بر سر گورم نباریدی - چون نهالی سست میلرزد - روحم از سرمای تنهایی - میخزد... ادامه شعر

بر گور لیلی

آخر گشوده شد ز هم آن پرده های راز - آخر مراشناختی ای چشم آشنا - چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو - من هستم آن عروس خیالات دیر پا - چشم منست اینکه در او خیره مانده - ای - لیلی که بود ؟ قصه چشم سیاه چیست ؟ - در فکر این مباش که چشمان من چرا -... ادامه شعر

ترس

شب تیره و ره دراز و من حیران - فانس گرفته او به راه من - بر شعله بی شکیب فانوسش - وحشت زده می دود نگاه من - بر ما چه گذشت ؟ کس چه میداند - در بستر سبره های تر دامان - گویی - که لبش به گردنم آویخت - الماس هزار بوسه سوزان - بر ما چه گذشت ؟ کس... ادامه شعر

تشنه

 من گلی بودم - در رگ هر برگ لرزانم خزیده عطر بس افسون - در شبی تاریک روییدم - تشنه لب بر ساحل کارون - برتنم تنها شراب شبنم خورشید می لغزید - یا لب سوزنده مردی که با - چشمان خاموشش - سرزنش می کرد دستی را که از هر شاخه سر سبز - غنچه نشکفته... ادامه شعر

شکست نیاز

آتشی بود و فسرد - رشته ای بود و گسست - دل چو از بند تو رست - جام جادویی اندوه شکست - آمدم تا بتو آویزم - لیک دیدم که تو آن شاخه بی برگی - لیک دیدم که تو بر چهره - امیدم - خنده مرگی - وه چه شیرینست - بر سر گور تو ای عشق نیاز آلود - پای کوبیدن... ادامه شعر

دنیای سایه ها

شب به روی جاده نمناک -  سایه های ما ز ما گویی گریزانند - دور از ما در نشیب راه - در غبار شوم مهتابی که میلغزد - سرد و سنگین بر فراز شاخه های تاک - سوی یکدیگر به - نرمی پیش می رانند - شب به روی جاده نمناک - در سکوت خاک عطر آگین - نا شکیبا... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

1 2 3 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی