برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 59 شعر در آواز نغز آسمان

آرامش سکوت

نه آواز آینه ی باد است - نه سراسیمگی آتش بوران - قلب پر تپش سکوت - رنگ جا به جائی اشیا نمی درخشد - صدای تحرک سبز نمی روید - در آوای بیرون بسته است - سکوت همه جا ترا نه می خوا ند - بازوانش تا دورها گشوده است - با تمام هیبتش - با آرامشی بی ما... ادامه شعر

آروزهای کوچک

سخن باد سرخ حقیقت را بر صندلی عمر می نشانم - و با کلاغ عقاب یکسان می شوم - او مرا به شهرهای عاشقانه ی دور می برد - به اقالیم متفاوت فقر و درد ومحبت - به باغ های متنوع انسان و سنگ و درخت - به باغ های متنوع خاک و آب و آتش - سخنش پر از سبزی و ترانه... ادامه شعر

آشیانه ی صبح

کلاغ لحظه های بکر - با آوازغارغار؛ باغ ترانه ی سبز را در می نوردد - تلفن با صدای گوشخراش در دل اتاق بوی آشنا می پراکند - صندلی در آشیانه ی صبح خوابیده است - دلها درتصرف شمیم پر طراوت آفتاب باغند - اندیشه ها درتصرف سنگین و دردمند بیکاری - بیاد شعارهای... ادامه شعر

اجتماع کلمات

باران چشمانم را در عقیده ی روزنامه ها می کارم - و به خود می گویم : در انبوه گرم کلمات سیا سی می شوی ! - پیر مرد فقیرسنگ شبنم هم همین عقیده را دارد - زن رختشوی مرداد هم - پسرک تابستان اما نه - او در اندیشه ی کشف رنگین فام کلما ت می گردد - من اما... ادامه شعر

اداره

روزبا اعصاب آبی آرامی آمد - ساعت روی عقربه های یازده نفس می کشید - خانم پرشورزمان بدون نامزدش آمد - به همه شیرینی ملاطفت تعارف کرد - روی صندلی آ فتابی درخشان نشست - ؛؛؛؛؛ - خانم ها برایش هدیه صداقت آوردند - در او آ رامش یافتند - تشعشعات دلشان... ادامه شعر

اداره بیکاری

ما آرام و بی سروصدا - به افق سحر خیابان سرد و سنگین می ریزیم - تا ایستگاه آشنای اتوبوس ؛ - هوا در تنفس دودمان ابر رنج زندگی می کند - از آنجا گل زمردین آفتاب از خواب خیا ل آبی بر می خیزد - ازپشت ابرهای تنک دل تنگی ظاهر و پنهان می شود - دلم لبریز... ادامه شعر

افسردگی

ما را دست و پا بسته اند - در فضای تنفس آزاد و در بند - در خورشید آسان صبح و غروب - در باد و باران بی مدعا - هر کسی می داند - که این راه ما نیست - راهی که خود برنگزیده ایم - گوئی بر چمن برفی مختنق می شویم - و هیچ بر قرار میلمان نیست - اتقا... ادامه شعر

امید مردم

زندگی فصل گرم درختان تشنه تابستان است - تابستان راه عریض عاطفه رنگین - که ازکوههای شمالی سر چشمه می گیرد - و در رود های روان بی قراری می ریزد - زندگی پیوند روح آسما نی با تابستان است - که دست در دست هم از خیابان بی باران می گذرند - و مردمان دلخسته... ادامه شعر

ایمان دارم

مرتع شاداب دلم لبخند سبز زد - اینک دراطاقی سرشا ر تنهائی خا ک - بر موج نوری که می مرد قدم گذاشتم - از راهی دورآ مده ام - با ترانه ای به شادابی بهار و رنج جوان - می دانی چگونه دلم یک مرتبه فروریخت ؟ - و آفتا ب اندوه بر موج نگاهم چگونه سوار گشت ؟... ادامه شعر

ایمان درخشان

اسطوره ی ترنم سبزشعر دیگری سرودم - داستان فرازو نشیب عمرناپایدارغروب را دیدم - می آمد با چشمانی خاکستری و زیبا - بر نگاه رویائی مروارید قلبم می نشست - وآرام از کنارصدف چشمانم به آنسوی پنجره آزادی می پرید - هنوزمی دیدمش - ودستانم را برای آوازطلائی... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

1 2 3 4 5 6 بعدی
   
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی