برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 52 شعر در راز خدا

آشتی

اینهمه راه آمده ام - که ترا ببرم؛ - آشتی منور سبز دلگشا - نگو تا غروب زندگی دیروز کجابودی - رفته بودم آب و آینه و باران بیاورم - رفته بودم دشت کبوتر - آسمان بچینم - اینجا پیرمردی است که - عاشق دکتر علی شریعتی است - ولی طرفدار جدی میز محبت نیست... ادامه شعر

آشنائی

انگار امروزبود - مرگ لحظه ها را بخاطر نمی آورم - لحظه های درخشان زندگی را - تا اداره- تا خانه - در اندیشه ی آفتاب پرسه زدم - وقتیکه از هم دوریم - انگار فرسنکها راه جدایمان کرده است - گر چه تو پشت دیواری از ساعت ها – دقیقه ها- ثانیه ها نشسته ای... ادامه شعر

آفتاب باران

جسارتی می طلبید سرخ - که بر مرض عادت فایق آید - بیرون باران بود و چندی تگرگ - ماشین قلمی بود در خیابان بارانی - که شهامت را برگستره ی راه می نوشت - او تنها بود - برگ زرد چناری همراه - برگی خیس در باران پاییزی - نور مخفی می شد ومی درخشید - از... ادامه شعر

آواز خیابان رنج

ما سه نفر بودیم - خیابان همان خیابان - آسمان همان آسمان - که در دام باد نامردی افتادیم - هر کدام به جانبی پرت می شدیم - و دوباره خود را جمع و جور می کردیم - بسیاری از تاکسی ها هم ساز نا موافق می زدند - بلاخره یکی مردد شد و ایستاد - آن نیز بر... ادامه شعر

اشک شب

وقتی در خانه ی تمایل خوشگوار زرد وارد می شوم - غافلگیری تیره ای در همه جا پخش می شود - همسرم کجا رفته؟ - آشپزخانه رنگ کسل کننده ی کدورت دارد - سالن کز کرده و در کوشه ای غمگین نشسته - اطاقها حال و حوصله صحبت کردن ندارند - ساعت دیواری علاقه ای به... ادامه شعر

امنیت عاشقانه

امروز. پنجشنبه. هوا آفتابی بود - تا دیر وقت در خوابی ارغوانی بودم - از مرگ موقت دیشب رهایی یافتم - از پله های پاییز پایین رفتم - خیابان خلوت در خنده ی روز غرق بود - چند متر آنطرفتر؛ - مرگ به پایکوبی مشغول بود - حجله ی پسرک در چشم آفتاب می سوخت... ادامه شعر

اندوهان برف

دل آسمان غمگین است - دل من را می ماند از بی خوابی دیشب - مردی که با چتر از خیابان عبور کرد - ابری غمگین است - که از آسمان می بارد - دل باران با چشمان خمارم در نجواست - مردی که حصار می چیند - باران را سرودی می داند - در اندوه سیگارش بر لب - ... ادامه شعر

انسان

سکوت تلخ آدا مس همه دهان هاست - تنها صدای حرکت مداد بر روی گاغذ بگوش می رسد - و گاه گاه صدای پرسشی - صدای پاسخی - ما همواره در گلهای آرامش لحظات را سپری می کنیم - زندگی با حرکت مورچه ثانیه ها در روز مخفی می شود - در باز می گردد - همه در انتظار... ادامه شعر

بادکنک

مانند باد سرد سوزناک غربی عبوس - با کلمات اتو کرده - عاشق کاغذبازی - بسیار سرد سلام می کند - وانسان با او احساس راحتی نمیکند - یک روز چنان سرد عشق را معنی کرد - که انگار پشت پنجره ی دلش یخبندان است - حیات خلوت دلگیر را می ماند - دشت خار زار -... ادامه شعر

تجربه

زیر نور سرد لامپهای مهتابی تجربه ی وجود - تاریکی را تجربه کردم - تاریکی از خورشید - تاریکی از گلهای زیبا - فقط کمد ها بودند و اسبابهای خشک و بی روح - سلام گرم منور صبح - تنها مامن دوستانه را رو شن می کرد - من باید دنبال ترجمه های دیروز آ فتاب... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

1 2 3 4 5 6 بعدی
   
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی