برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
بازگشت

حضور مستتر

ورق های ناب آب نگاهم را بر سرزمین کتابی گشودم
سرزمینی به غایت فرزانه
و سیب های شیرینش در عمق ریشه هایم
ترانه های دربدری را آواز می دهند
من او ورق به ورق ستاره ی تابان دیدم
و انگور های رزش را دانه به دانه چشیدم
در هر کلمه اش نوری نجات دهنده خوابیده بود
و تا گشایش رمز شبانه روزش می بایستی
هر لحظه حضوری روشن را می پراکند م
و او را شناختم
قللی که سرتا پایش آب فرزانگی جاری بود
آب حیات بخش
واین را خاک سخن می گفت
وسنگ
وآسمان
و در هر نگاهش خورشیدی مستتر

تبلیغات اینترنتی
 

   
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی