برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
بازگشت

سنگفرش

از دنیا ی یکرنگی سنگفرش پشت ساختمان خیال بالا می رفتم
آسمان آبی درخت تپه می درخشید
خورشید لبخند زنان ترانه ی نورش را در فضا ی بی ریا می پاشید
نگهبان غرور پوچ جلو مرا گرفت:
عبور عشق از این مسیر ممنوع است
باز ترنم گیرای همان ضرالمثل معروف بیادم افتاد :
آفتابه و لگن صد دست شام و نهار هیچی
اینجا همه پله ها و میزها و صندلی ها رئیس بازی در می آورند
اما ازستاره رفاه تولید خبری نیست
آفتاب دلارام همچنان زیبا می تابید
بادی نمی وزید
هوا در آرامش ملکوتی زندگی می بخشید
سنگفرش خلوت آزادی زیر پای ایمان انسان آوای آرامش می خواند
ولی من دیگر از آن مسیر دانش مسدود نخواهم رفت
و سختی آفتابی را بر راحتی بارانی ترجیح خواهم داد
حتی اگر همه ی سنگها طلا باشند.

تبلیغات اینترنتی
 

   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی