برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 11 تا شعر 20 از مجموع 27 شعر در از آینه های ناگهان ( دفتر اول )

رفتار من عادی است

رفتار من عادی است - اما نمی دانم چرا - این روزها - از دوستان و آشنایان - هرکس مرا می بیند - از دور می گوید : - این روزها انگار - حال و هوای دیگری داری! - اما - من مثل هر روزم - با آن نشانیهای ساده - و با همان امضا ، همان نام و با... ادامه شعر

روز مبادا

وقتی تو نیستی - ه هست های ما - چونانکه بایدند - نه باید ها ... - مثل همیشه آخر حرفم - و حرف آخرم را - با بغض می خورم - عمری است - لبخندهای لاغر خود را - در دل ذخیره می کنم : - باشد برای روز مبادا ! - اما - در صفحه های تقویم - روزی... ادامه شعر

روز ناگزیر

این روزها که می گذرد ، هر روز - احساس می کنم که کسی در باد - فریاد می زند - احساس می کنم که مرا - از عمق جاده های مه آلود - یک آشنای دور صدا می زند - آهنگ آشنای صدای او - مثل عبور نور - مثل عبور نوروز - مثل صدای آمدن روز است - آن روز... ادامه شعر

سرود صبح

حنجره ها روزه ی سکوت گرفتند - پنجره ها تار عنکبوت گرفتند - عقده ی فریاد بود و بغض گلوگیر - هت فصیح مرا سکوت گرفتند - نعره زدم : عاشقان گرسنه ی مرگند - درد مرا قوت لایموت گرفتند - چون پر پروانه تا که دست گشودم - دست مرا لحظه ی قنوت گرفتند... ادامه شعر

سطرهای سفید

واژه واژه - سطر سطر - صفحه صفحه - فصل فصل - گیسوان من سفید می شوند - همچنانکه سطر سط - صفحه های دفترم سیاه می شوند - خواستی که با تمام حوصله - تارهای روشن و سفید را - رشته رشته بشمری - گفتمت که دستهای مهربانی ات - در ابتدای راه... ادامه شعر

عصر جدید

ما - در عصراحتمال به سر می بریم - در عصر شک و شاید - در عصر پیش بینی وضع هوا - از هر طرف که باد بیاید - در عصر قاطعیت تردید - عصر جدید - عصری ه هیچ اصلی - جز اصل احتما ، یقینی نیست - اما من - بی نام تو - حتی - یک لحظه احتمال ندارم... ادامه شعر

قاف

و قاف - حرف آخر عشق است - آنجا که نام کوچک من - آغاز می شود ! - ادامه شعر

میهمان سرزده

لحظه ای که خسته ام - لحظه ای که روی دسته های نرم صندلی - یا به پایه های سخت میز - تکیه می دهم - مثل میهمان سرزده - پا به راه و بی قرار رفتنم - فکر می کنم - میزبان من - اجتماع کور موریانه هاست - موریانه های ریز - موریانه های بی تمیز... ادامه شعر

نامه ای برای تو

این ترانه بوی نان نمی دهد - بوی حرف دیگران نمی دهد - سفره ی دلم دباره باز شد - سفره ای که بوی نان نمی دهد - نامه ای که ساده وصمیمی است - بوی شعر و داستان نمی دهد : - ... با سلام و آرزوی طول عمر - که زمانه این زمان نمی دهد - کاش این زمانه... ادامه شعر

نامی از هزار نام

ای شما ! - ای تمام عاشقان ِ هر کجا ! - از شما سوال می کنم : - نام یک نفر غریبه را - در شمار نامهایتان اضافه می کنید ؟ - یک نفر که تا کنون - ردپای خویش را - لحن مبهم صدای خویش را - شاعر سروده های خویش را نمی شناخت - گرچه بارها و بارها ... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 بعدی
   
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی