برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 17 شعر در از جدایی ها ( دفتر دوم)

27

و دوست ؟ نه - که بروتوس خنجر خود را - به نام نامی ننگ آوران فرود آورد -  چه کس به تهنیت مرگ من سفر می کرد - که مژده را برساند بر آستانه مهر - و من - کهکنده شدم از زمین بی بنیاد - رها شدم به فضا - در فضای بی پایان -  و هر ستاره از آن... ادامه شعر

32

من از کدام دیار آمدم که هر باغش - هزار چلچله راگور گشت و بی گل ماند - من از کدام دیار آمدم که در دشتش - نه باغ بود و نه گل -  تیر بود و مردن بود - و در تب تف مرداد -  جان سپرد - گذشت تابستان - دگر بهار نیامد - و شهر شهر پریشیده - ... ادامه شعر

33

چه قدر زود اتفاق می افتاد - بلند بالایان مگر چه می دیدند - که روز واقعه در مرگ دوست خندیدند -  چگ.نه سرو کهن در میان باغ شکست -  چگونه خون به دل - باغبان افتاد -  و باغ - باغ پر از گل در آن بهار چه شد ؟ - در آن شب بیداد - کدام... ادامه شعر

37

ز شب هراس مدار این هنوز آغاز است - بیا که پنجره رو به صبحدم باز است - چو آفتاب درخشان چه خوش درخشیدی - طلوع پاک تو در شب قرین اعجاز است -  تو - مهربانی خود را نثار من گردان - غلط اگر نکنم آفتاب فیاض است - ز ترکتاز حوادث دمی تغافل کرد - کبوتر... ادامه شعر

22

چه انتظار عظیمی نشسته در دل ما - همیشه منتظریم و کسی نمی آید -  صفای گمشده آیا - براین زمین تهی مانده باز می گردد ؟ - اگر زمانه به این گونه پیشرفت - این است - مرا به رجعت تا آغاز مسکن اجداد -  مدد کنید که امدادتان گرامی باد -  همیشه... ادامه شعر

26

به باد سست نهاد اعتماد شاید کرد - به یار سست نهاد اعتماد ؟ - ای فریاد -  میان همهمه شهر -  چرا نمی شنوی شیون شهیدان را ؟ - نعره های عصیان را - به دشت باید رفت -  به کوه باید زد - دگر به شهر کسی پاسخی نمی گوید - به کوه و دره تو... ادامه شعر

21

به چشمهای نجیبش که آفتاب صداقت - و دستهای سپیدش -  که بازتاب رفاقت -  و نرمخند لبانش نگاه می کردم -  و گاه گاه تمام صورت او را - صعود دود ز - سیگار من کدر می کرد -  و من به آفتاب پس ابر خیره می گشتم - و فکر می کردم - در آن... ادامه شعر

30

به شهر برگردیم - به این دیار نیاز - نیازمند رهایی -  نیازمند امید -  سبد سبد ز هواهای تازه هدیه بریم -  سبد سبد گل شادی -  نسیم آزادی - به شهر برگردیم - به شهر خسته از این دود و آهن و پولاد - به شهر همهمه شهر شلوغ پر فریاد... ادامه شعر

31

سوی مزار تو می آیم - ای شهید جوان - عزیز گشته من -  مهربانترین یاران - مزار تو چه غریبانه بود -  در برهوت - تو و سکوت ؟ - من از این سکوت - تو مبهوت - شهید بی کفن افسانه را مکرر کرد - حماسه بود -  نه افسانه شبانه خواب - گلی... ادامه شعر

23

 میان این برهوت - این منم من مبهوت - بیا بیا برویم - به آستانه گلهای سرخ در صحرا - و مهربانی را - ز قطره قطره باران ز نو بیاموزیم - بیا - بیابرویم - به سبزه زار که گسترده سینه در صحرا -  بیا که سبزه آندشت را لگد نکنیم - و خواب راحت... ادامه شعر

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

1 2 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید