برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 20 شعر در از جدایی ها (دفتر نخست)

18

دلم برای کسی تنگ است -  که آفتاب صداقت را - به میهمانی گلهای باغ می آورد - و گیسوان بلندش را به بادها می داد - و دستهای سپیدش را به آب می بخشید - دلم برای کسی تنگ است -  که چشمهای قشنگش را - به عمق آبی دریای واژگون می دوخت -  وشعرهای... ادامه شعر

2

 تو را چه می رسد ای آفتاب پاک اندیش -  تو را چه وسوسه از عشق باز می دارد ؟ -  کدام فتنه بی رحم -  عمیق ذهن تو را تیره می کند از وهم ؟ - شب آفتاب - ندارد -  و زندگانی من بی تو - چو جاودانه شبی -  جاودانه تاریک است... ادامه شعر

5

غروب مژده بیداری سحر دارد - غروب از نفس صبحدم خبر دارد -  مرا به خویش بخوان همنشین با جان کن - مرا به روشنی آفتاب مهمان کن -  پنهسایه من باش -  و گیسوان سیه را سپرده دست نسیم - حجاب چهره چون آفتاب تابان کن - شب سیاه مرا جلوه ای... ادامه شعر

20

دوباره با من باش -  پناه خاطره ام - ای دو چشم روشن باش - هنوز در شب من آن دو چشم روشن هست -  اگر چه فاصله ما -  چگونه بتوان گفت ؟ - هنوز با - من هست - کجایی ای همه خوبی - تو ای همه بخشش - چه مهربان بودی وقتی که شعر می خواندی... ادامه شعر

4

 کویر تشنه باران است -  حمید تشنه خوبی - به من محبت کن -  که ابر رحمت اگر در کویر می بارید -  به جای خار بیابان بنفشه می رویید -  و بوی - پونه وحشی به دشت بر می خاست -  چرا هراس چرا شک ؟ -  بیا که من بی تو -... ادامه شعر

1

من آفتاب درخشان و ماه تابان را - بهین طراوت سرسبزی بهاران را - زلال زمزمه روشنان باران را درود خواهم گفت -  صفای باغ و چمن دشت و کوهساران را -  و من چو ساقه نورسته بازخواهم رست - و درتمامی اشیا پاک تجریدی - وجود گمشده ای را -  دوباره... ادامه شعر

6

 چرا نمی گوید -  که آن کشیده سر از شرق -  آن بلند اندام -  سیاه جامه به تن دلبر دلبر آن شیر - نوید روز ده آن شب شکاف با تدبیر - ز شاهراه - کدامین دیار می آید - و نور صبح طراوت -  بر این شب تاریک - چه وقت می تابد ؟ -... ادامه شعر

19

در آن شبی که برای همیشه می رفتی - در آن شب پیوند -  طنین خنده من سقف خانه رابرداشت -  کدام ترس تو را این چنین عجولانه - به دام بسته تسیلیم تن - فروغلتاند ؟ -  خنده ها نه مقطع که آبشاری بود - و خنده ؟ -  خنده نه قهقاه گریه... ادامه شعر

10

مرا بگذار -  به خویشتن بگذار - من و تلاطم دریا -  تو و صلابت سنگ -  من و شکوه تو - ای پرشکوه خشم آهنگ - من و سکوت و صبور ی؟ - من و تحمل - دوری ؟ - مگر چه بود محبت -  که سنگ سنگش را به سر زدم با شوق ؟ - من از هجوم هجاهای... ادامه شعر

11

تو مهربان بود ی - ماجرا اما -  چه سخت تشنه جام محبت بودم - سخن تمام نشد ختم ماجرا پیدا - امید با تو نشستن -  تلاش بی ثمری بود -  چه کوشش - شب و روزم - سان شخم زدن روی سینه دریا -  و استغاقه به درگاهت -  گره به باد زدن... ادامه شعر

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

1 2 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید