برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 4 از مجموع 4 شعر در درفش کاویان

2

 کلاغان سیه -  این فوج پیش آهنگ شام تار -  فراز شهر با آواز ناهنجار -  رسیدند آن زمان چون ابر ظلمت بار -  زمین رخت عزای خویش می پوشید -  زمان ته مانده های نور را در جام خاک خسته می نوشید -  فرو افتاده در طشت افق... ادامه شعر

و چیزها اندر این نامه بیابد

که سهمگین نماید -  و ایننیکوست -  چون مغز او بدانی -  تو رادرست گردد و دلپذیر آید -  چون ماران که از دوش ضحاک - برآمدند - این همه درست آید به نزدیک دانایان و بخردان به معنی -  و آن که دشمن دانش بود این را زشت گرداند -... ادامه شعر

3

گل خورشید وا می شد - شعاع مهر از خاور - نوید صبحدم میداد - شب تیره سفر می کرد - جهان ازخواب بر می خاست - و خورشید جهان افروز - شکوهش می شکست آنگه -  خموشی شبانگاه دژم رفتار -  و می آراست -  عروس صبح رازیبا -  وی می پیراست... ادامه شعر

درآمد

 شبی آرام چون دریا بی جنبش -  سکون ساکت سنگین سرد شب -  مرا در قعر این گرداب بی پایاب می گیرد -  دو چشم خسته ام را خواب می گیرد -  من - اما دیگر از هر خواب بیزارم -  حرامم باد خواب و راحت و شادی -  حرامم باد... ادامه شعر

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید