برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
بازگشت

16

دیگر برای دیدن او نیست بی گمان
 کاین راه صعب را همه شب برخود
 هموار می کنم
 او مرده است
 او مرده است در من و دیگر
وجود او
 از یاد رفته است
در من تمام آنهمه شبها و روزها
 بر بادرفته است
اینک
 من با عصای پیری خود در دست
 بر جان خود تمامی این راه سخت را
 هموار می کنم
اما برای دیدن او ؟
 هرگز
 من از مزار عهد جوانی خویشتن
 دیدار می کنم
رفتم دیدم
 سیماب صبحگاهی
 از سربلندترین کوهها
فرومی ریخت
 
 

تبلیغات اینترنتی
 

   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی