برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 11 شعر در گیرم که آب رفته به جوی آید با آبروی رفته چه باید کرد ؟

 3

پنداشتی -  چونکوه کوه خاموش دمسردم ؟ -  بی درد سنگ ساکت بی دردم ؟ - نی -  قله ام -  بلندترین - قله غرور - اینک درون سینه من التهابهاست -  هرگز گمان مبر -  شد خاطرات تلخ فراموشم - هرچند -  نستوه کوه ساکت و... ادامه شعر

2

 من مرغ آتشم -  می سوزم از شراره این عشق سرکشم -  چون سوخت پیکرم -  چون شعله های سرکش جانم فرو نشست -  آنگاه باز از دل خاکستر - بار دگر تولد من -  آغاز می شود - و من دوبارهخ زندگیم را -  آغاز می کنم - پر باز... ادامه شعر

9

افسوس می خورم -  وقتی که خواهرم - در این دروغزار پر از کرکس -  فکر پرنده ای ست -  فکر پرنده ای که ز - پرواز مانده است -  گفتی سکوت خواهر من بدری -  چون اهتزاز روح بیابان بود - دیدم که خواهرم -  در انزوای شبهای خود... ادامه شعر

1

وقتی که بامدادان -  مهر سپهر جلوه گری را -  آغاز می کند -  وقتی که مهر پلک گرانبار خواب را -  با ناز - و کرشمه ز هم باز می کند -  آنگه ستاره سحری -  در سپیده دم خاموش می شود -  آری - من آن ستاره ام که فراموش... ادامه شعر

10

چون قایق شکسته ز توفانم -  ساحل مرا به خویش نمی خواند -  امواج می خروشند -  امواج سهمگین -  آیا - کدام موج - اینک مرا چو طعمه به گرداب می دهد ؟ - گرداب می ربایدم از اوج موجها - در کام خود گرفته مرا تاب می دهد - فریاد می کشم... ادامه شعر

11

سفر نخستین - با خود شبی به سیر و سفر رفتم -  با سایه ام به گشت وگذر رفتم - با سایه گفتگوی من آن شب ادامه داشت - شب -  با پیاله های پیاپی -  پایان نمی گرفت -  هر جام -  جام خاطره ای بود - در دل هزار پرسش و بر لب سکوت... ادامه شعر

4

چون دشت آب نور -  چون عطر پونه بودم -  در ژرفنای شب -  آمد نسیم و رایحه ام را برد -  تا ساحل سپیده - صبح ستاره سوز -  تا آسمان روز - چون راز سر به مهر نهان دارم -  وان شور بخش واژه نامت را -  من دره عمیق غمم... ادامه شعر

5

ای داد -  تند باد -  توفان و سیل و صاعقه هر سوی ره گشاد -  دیگر به اعتماد که باید بود ؟ - دیوار اعتماد - فرو رخت -  و کسوت بلند تمنا -  بر قامت بلند تو کوتاهتر نمود -  پایان آشنایی - آغاز رنج تفرقه ای سخت دردناک... ادامه شعر

8

ددیم در آن کویر درختی غریب را -  محروم از نوازش یک سنگ رهگذر -  تنها نشسته ای - بی برگ و بار زیر نفسهای - آفتاب -  در التهاب - در انتظار قطره باران -  در آرزوی آب -  ابری رسید - چهر درخت از شعف شکفت - دلشاد گشت و گفت... ادامه شعر

6

بگذار تا ببارد باران - باران وهمناک -  در ژرفی شب - این شب بی پایان - بگذار تا ببارد باران -  اینک - نگاه کن -  از پشت پلک پنجره - تکرار پر ترنم باران را - و گوش کن که در شب - دیگر سکوت نیست - بشنو سرود ریزش باران را - کامشب... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

1 2 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی