برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 15 شعر در سراب

 

 مستانه سر به سینه مهتاب می گذاشت -  با خنده ای که - روی لبت رنگ می نهفت -  چشم تو زیر سایه مژگان چه ناز داشت - در باغ دل شکفت گل تازه امید -  کز چشمه نگاه تو باران مهر ریخت -  پیچید بوی زلف تو در باغ جان من -  پروانه... ادامه شعر

 آشنا سوز

 چرا پنهان کنم ؟ عشق است و پیداست - درین آشفته اندوه نگاهم - تو را می خواهم ای چشم فسون بار - که می سوزی نهان از دیرگاهم - چه می خواهی ازین خاموشی سرد ؟ - زبان بگشا که می لرزد امیدم - نگاه بی قرارم بر لب توست -  که می بخشی به شادی های... ادامه شعر

 آواز نگاه تو

می شنوم آِناست -  موسیقی چشم تو در گوش من -  موج نگاه تو هم آواز ناز - ریخت چو مهتاب در آغوش من - می شنوم در نگه - گرم توست -  گم شده گلبانگ بهشت امید -  این همه گشتم من و دلخواه من - در نگه گرم تو می آرمید -  زمزمه... ادامه شعر

 نوش نگاه

 باز واشد ز چشمه نوشی -  همچو باران زلال ناز و نگاه -  باز در جام جان من سرداد - همچو مهتاب باده ای دلخواه - بازم - از دست می برد نگهی -  نگهی چون شراب مستی بخش -  چه نگاهی که همچو بوی گلاب - می شود در مشام جانم پخش -... ادامه شعر

آنا

صبح می خندد و باغ از نفس گرم بهار -  می گشاید مژه و می شکند مستی خواب -  آسمان تافته در برکه و زین تابش گرم -  آتش انگیخته در - سینه افسرده آب -  آفتاب از پس البرز نهفته ست و ازو - آتشین نیزه برآورده سر از سینه کوه - صبح می... ادامه شعر

اندوه

 خسته و غم زده با زمزمه ای حزن آلود -  شب فرو می خزد از بام کبود -  تازه بند آمده باران و نسیمی نمناک -  می تراود ز دل - سرد شبانگاه خموش - شمع افسرده ماه از پس آن ابر سیاه -  گاه می خندد و می تابد از اندوهی س رد -  خنده... ادامه شعر

اندوه رنگ

 می روی اما گریز چشم وحشی رنگ تو -  راز این اندوه بی آرام نتواند نهفت -  می روی خاموش و می پیچد به گوش خسته ام -  آنچه با من لرزش لبهای بی تاب تو گفت - چیست ای دلدار این اندوه بی آرام چیست - کز نگاهت می تراود نازدار و شرمگین... ادامه شعر

بر سنگ چشم او

 بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من -  وز لهیب آرزویی روشن و خوش تاب - شعله می افراشت - وینک از خاکستری پوشیده -  کز وی جز خموشی چشم نتوان داشت - می چکد اشک نگاهم تلخ - می چکد اشک نگاهم نیز در آن جام زهرآگین - کز شرنگ بوسه لبریز... ادامه شعر

در لبخند او

دیدم و می آمد از مقابل من دوش - خنده تلخی نهاده بر لب پر نوش -  غم زده چون ماهتاب آخر پاییز -  دوخته برروی من نگاه غم - انگیز - من به خیال گذشته بسته دل و هوش -  ماه درخشنده بود و دریا آرام -  ساحل مرداب در خموشی و ابهام -... ادامه شعر

سراب

عمری به سر دویدم در جست وجوی یار - جز دسترس به وصل ویم آرزو نبود - دادم در این هوس دل دیوانه را به باد - این جست و جو نبود - هر سو - شتافتم پی آن یار ناشناس -  گاهی ز شوق خنده زدم گه گریستم - بی آنکه خود بدانم ازین گونه بی قرار - مشتاق کیستم... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

1 2 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی