برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 7 از مجموع 7 شعر در چند برگ از یلدا

 سرگذشت

بازباران است و شب چون جنگلی انبوه - از زمین آهسته می روید -  با نواهایی به هم پیچیده زیر ریزش باران -  با خود او را زیر لب نجواست - سرگذشتی تلخ می گوید - کوچه تاریک است - بانگ پایی می شود نزدیک - شاخه ای بر پنجره انگشت می ساید - اشک... ادامه شعر

بوسه

گفتمش - شیرین ترین آواز چیست ؟ -  چشم غمکینش به رویم خیره ماند -  قطره قطره اشکش از مژگان چکید - لرزه - افتادش به گیسوی بلند -  زیر لب غمناک خواند -  ناله زنجیرها بر دست من -  گفتمش - آنگه که از هم بگسلند -  خنده... ادامه شعر

تشویش

بنشینیم و بیندیشیم -  این همه با همبیگانه -  این همه دوری و بیزاری -  به کجا آیا خواهیم رسید آخر ؟ - و چه - خواهد آمد بر سر ما با این دلهای پراکنده؟ - جنگلی بودیم - شاخه در شاخه همه آغوش -  ریشه در ریشه همه پیوند - وینک انبوه... ادامه شعر

سنگواره

 این ساکت صبور که چون شمع -  سر کرده در کنار غم خویش - با این شب دراز و درنگش - جانش همه فغان و دریغ است -  فریادهاست در دل تنگش - در خلوت غم آور مرجان -  پی های های گریه شبی نیست -  اما خروش وحشی دریا -  گم می کند... ادامه شعر

پردگی

جنگل سرسبز در حریق خزان سوخت -  خیره بر او چشم خون گرفته خورشید -  دامن دشت از غبار سوخته پر شد -  مرغ شب - از آشیانه پر زد و نالید - جنگل آتش گرفته از نفس افتاد - و آن همه رنگ و ترانه گشت فراموش - ابر سیه خیمه زد گرفته و سنگین... ادامه شعر

گریز

از هم گریختیم -  و آن نازنین پیاله دلخواه را دریغ -  بر خاک ریختیم -  جان من و تو تشنه پیوند مهر بود - دردا که جان تشنه خود را گداختیم - بس دردناک بود جدایی میان ما -  از هم جدا شدیم و بدین درد ساختیم -  دیدار ما که آن... ادامه شعر

گریه

سایه ها زیر درختان در غروب سبز می گریند - شاخه ها چشم انتظار سرگذشت ابر -  و آسمان چون من غبار آلود دلگیری - باد - بوی خاک باران خورده می آرد - سبزه ها در رهگذر شب پریشانند - آه اکنون بر کدامین دشت می بارد - باغ حسرتناک بارانی ست - چون دل... ادامه شعر

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

   
 

© 2007 - 2014 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تعرفه تبلیغات