برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 11 تا شعر 15 از مجموع 15 شعر در آیینه ها تهی است

چنین یگانه که خواهد زیست

چنین یگانه که - خواهد زیست ؟ - چنین یگانه که باید بود -  چنین یگانه که من بودم -  ای مهربان -  که خواهد زیست ؟ - چنین یگانه و ناخرسند - و این - چنین خشنود -  به شادمانی دوست - اینچنین مهربان که منم -  که می تواند... ادامه شعر

آیینه ها تهی است

 عروسک ها را در شب -  تاراج کرده اند -  در شهر چهره یی نیست -  در شهر دکه ها باز -  باز و خالی و تارکیست - سوداگران سودایی از باد -  از باران -  وز سیل خیل بیکاران شکوه می کنند -  سوداگران سودایی خسته -... ادامه شعر

من بیم داشتم

مثل پرنده یی که در شور مردنست - مثل شکوفه یی که در شور ریختن - مثل همین پرنده ی خاموش کاغذی - انجا نشسته بود -  نگاهش پرنده وار -  و پشت او به باران -  باران پشت پنجره بارید و ایستاد - من بیم داشتم که بگویم -  شکوفه ها از... ادامه شعر

نامه

من از آسمان سخت نومیدم - ای دوست - نومید نومید -  میدانی ؟ -  اینجا نباریده دیریست باران - نتابیده خورشید -  نروییده دیگر نهالی -  زمین پوک و خالیست -  نه از بوته ی خشک خاری - پناهی - نه بر کشتزاری گواه از شیاری - ... ادامه شعر

گل باغ آشنایی

گل من پرنده یی باش و به - باغ باد بگذر - مه من شکوفه یی باش و به دشت آب بنشین - گل باغ آشنایی گل من کجا شکفتی - که نه سرو می شناسد -  نه چمن سراغ دارد ؟ - نه کبوتری - که پیغام تو آورد به بامی - نه به دست باد مستی گل آتشین جامی - نه بنفشه... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی