برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
بازگشت

من بیم داشتم

مثل پرنده یی که در شور مردنست
مثل شکوفه یی که در شور ریختن
مثل همین پرنده ی خاموش کاغذی
انجا نشسته بود
 نگاهش پرنده وار
 و پشت او به باران
 باران پشت پنجره بارید و ایستاد
من بیم داشتم که بگویم
 شکوفه ها از کاغذند
من بیم داشتم که بگویم
پرنده را
نه سال پیشتر
 توی بساط دستفروشی خریده ام
و چشم های او را
 از شیشه های سبز تهی کرده ام
من بیم داشتم که بگویم
اتاق من
 خاموش و
کاغذیست
 باران پشت پنجره باران نیست
 باران پشت پنجره بارید
 ایستاد
مثل همین شکوفه ی خاموش
مثل همین پرنده ی خاموش
آنجا نشسته بود
و پشت او به پنجره ی سبز
من بیم داشتم که شبی
 موریانه ها
بیداد کرده باشند
 
 

تبلیغات اینترنتی
 

   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی