برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
بازگشت

2 - ورود

 دریای مرده خاک فراوان دارد
اما
انگیزه ی مهاجرت تن
 نفرت نبود هجران بود
گلواژه ای
شکشست در مغناطیس
گلواژه ها شکفت از شکسته ها
 بی
طاقت شد پرنده ی سرخ سر به هوا
کسی نگفت : برو
 یکی ن.شت : بیا
پرنده پر زد و خاک از حسرت آهی کشید
 غروب بود و چلچله ها بال می زدند
و چاک چاک می شد
فضای آخر پاییز از هجوم قیچی هاشان
و ساعت دگر که حکایت
بالای ابرها جاری بود
 و نبض در قله رو مغناطیس
می زد
نگاه خسته
به سمت پرتو نامعلوم
می کوشید
تا خاک
 آن پایین
در عصر بازمانده به ساحل
از من سبک بماند و
 در در زفاف ظلمت و شن بندد
 
 

تبلیغات اینترنتی
 

   
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی