برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 107 شعر در اولین غم و آخرین نگاه

 اشک وداع

گریه کن ای دل که دوست از بر ما می رود - وای که از باغ عشق عطر وفا می رود - زانکه دل تنگ ما جای دو شادی نبود - تا ز در آمد سهیل و سها می - رود -  گر چه ز چشمم رود همراه اشک وداع -  مهرعزیزان کجا از دل ما می رود - خانه ی دلتنگ ما تشنه... ادامه شعر

 ای همه غزل

تو از کدام قبیله ای - ای خاتون شعر من ؟ - ای بلندای جمال و جلالتت - ای تمامت قامت و قیامت - ناز خرامت را نازم - اگر به روز برآیی - آبرو به آفتاب نماند - و گر به شب بتابی - ماه بر آستانت به سجده افتد -  که ماه نیز آفتاب پرست است - اگر از... ادامه شعر

 دو خنده

دو خنده از تو همه عمر مانده در یادم - که بود آیتی از شادی و اسیری من - یکی ز روی وفا در شب جوانی ما - یکی ز راه ملامت به روز پیری من -   -   - ادامه شعر

 غم پریدن

شکوفه زار شود باغ از چمیدن تو - که گل ز شاخه برآید به شوق دیدن تو - تر از نسیم بهار دانی چیست ؟ - میان باغ و چمت حالت چمیدن تو - گل - از درخت بچین با لب شکوفه نشان - که غنچه باز شود در هوای چیدن تو - به برگ گل چو نسیمی وزد به یاد آید - نگین گونه... ادامه شعر

آتش و خاکستر

زمان در کار من افسونگری کرد -  نپنداری که با من یاوری کرد - در اول آتشم زد از جدایی - در آخر موی من خاکستری کرد -   -   - ادامه شعر

آغاز شکفتن

مرا گفت این سخن فرزانه پیری - بزرگی عارفی روشن ضمیری - چرا گویی دریغا از جوانی - چرا از کار پیری بدگمانی - که پیری باغ صد رنگ کمال - است - زمان کام و دوران وصال است - خوشا آنان که تا پیری رسیدند - به راه دوست منزل ها بریدند - ره پیموده شادی... ادامه شعر

آغوش محبت

من در ره دنیا نفروشم هنرم را - آلوده به نکبت نکنم شهر ترم را -  جز در گه حق بر در کس جبهه نسودم - تا بر ز بر ابر ببینند سرم را - پرواز من آن گونه بلندست که خورشید - در ظلمت شب بوسه زند بال و پرم را - من هستم و اندیشه و جولانگه پرواز - سیمرغ... ادامه شعر

آهنگ سفر

سها در عاشقی ها نغمه سر کرد -  ز شور عشق آهنگ سفر کرد - غم هجران سامان بر دلم بود - سها ای بار غم را بیشتر کرد -   -   - ادامه شعر

انتظار فردا

تا کی به لبت ناله ی جانسوز بود - یا بر لب تو شعر غم آموز بود - بیهوده در انتظار فردا منشین - کامروز تو فردای پریروز بود -   -   - ادامه شعر

اهل دنیا در سکوت

شد درون کلبه ی بیچاره ها - آتشی بر پا ز آتشپاره ها - ای بسا مستی که پای خم نشست - بیمناک از آتش خمپاره ها - تازیان بر دتر و زن - تاختند -  در هوای طوق ها و یاره ها - مادران را در کنار کودکان - کرده لرزان غرش طواره ها -  ز آتش موشک... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی