برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 11 تا شعر 20 از مجموع 22 شعر در از بودن و سرودن

دیر است و دور نیست

جشن هزاره ی خواب -  جشن بزرگ مرداب -  غوکان لوش خوار لجن زی - آن سوی این همیشه هنوزان - مردابک حقیر شما را -  خواهد - خشکاند - خورشید آن حقیقت سوزان - این سان که در سراسر این ساحت و سپهر - تنها طنین تار وترانه -  غوغای بویناک... ادامه شعر

زخمی

هر کوی و برزنی را - می جویند -  هر مرد و هر زنی را -  می بویند - بشنو -  این زوزه ی شگان شکاری ست - در جست و جویش اکنون -  و - خاک -  خاک تشنه -  و قطره های خون - آن گرگ تیر خورده ی آزاد -  در شهر شهرها... ادامه شعر

زندگی نامه ی شقایق 1

زندگی نامه ی شقایق - چیست ؟ - رایت خون به دوش وقت سحر - نغمه ای عاشقانه بر لب باد - زندگی را سپرده در ره عشق -  به کف باد و - هرچه باداباد -   -   - ادامه شعر

زندگی نامه ی شقایق 2

آه ای شقایقان - بهاران من -  یاران من -  از خاک و خاره خون شما را -  حتی - طوفان نوح نیز نیارد سترد - زانک - هر لحظه - گسترانگی اش بیش می شود -  آن گونه ای که باران -  هر چند تندتر - شاداب و سرخ گونه تر از پیش می... ادامه شعر

زندگی نامه ی شقایق 3

ای زندگان خوب پس - از مرگ - خونینه جامه های پریشان برگ برگ - در بارش تگرگ - آنان که جان تان را - از نور و -  شور و -  پویش و -  رویش سرشته اند - تاریخ سرافراز شمایان -  به هر بهار -  در گردش طبیعت -  تکرار می... ادامه شعر

سلام و تسلیت

 خبر رسید -  خبر رسید -  صفای وقت تو باد ای قلندر تجرید - سلام ‚ ای تو گذرگاه خون صاعقه ها -  سلام و تسلیت روشانیی مشرق - سلام و تسلیت ابرها و دریا ها - سلام و تسلیت هر چه ساکن و جاری -  سلام و تسلیت - اما نه - تهنیت... ادامه شعر

غزلی در مایه ی شور و شکستن

 نفسم گرفت ازین شب در این حصار بشکن -  در این حصار جادویی روزگار بشکن - چو شقای از دل سنگ برآر رایت خون - به جنون - صلابت صخره ی کوهسار بشکن - تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه -  لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن - سر آن ندارد امشب... ادامه شعر

فتح نامه

ابر بزرگ آمد و دیشب - بر کوهبیشه های شمالی - اران تند حادثه بارید -  دیشب -  بارن تند حادثه -  از دور و دوردست - دل بر هجوم - تازه گمارید -  در کدام نقطه ی دیدار - یا در کدام لحظه ی بیدار - سیلابه ی عتابش - خیزاب پیچ و... ادامه شعر

مزمور درخت

ترجیح می دهم که درختی باشم -  در زیر تازیانه ی کولاک و آذرخش - با پویه ی شکفتن و گفتن -  تا -  رام صخره ای - در ناز و در نوازش - باران - خاموش ار برای شنفتن -   -   - ادامه شعر

معراج نامه

1 -  آنگاه از ستاره فراتر شدم -  و از نسیم و نور رهاتر شدم - ویراف وار دیده گشودم -  وان مرغ ارغوانی آمد - چون دانه ای مرا - خورد - و پر گشود و برد - در روشنای اوج رهایش -  بر موج های نور و گشایش - می رفت و باز می شد هر... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 بعدی
   
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی