برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
بازگشت

 آن عاشقان شرزه

 آن عاشقان شرزه که با شب نزیستند
رفتند و شهر خفته ندانست کیستند
 فریادشان تموج شط حیات بود
 چون آذرخش در سخن خویش
زیستند
مرغان پر گشوده ی طوفان که روز مرگ
دریا و موج و صخره بر ایشان گریستند
 می گفتی ای عزیز ! سترون شده ست خاک
اینک ببین برابر چشم تو چیستند
 هر صبح و شب به غارت طوفان روند و باز
باز آخرین شقایق این باغ نیستند
 
 

تبلیغات اینترنتی
 

   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی