برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 32 شعر در از زبان برگ

 از پشت این دیوار

بگذار بال خسته ی - مرغان -  بر عرشه ی کشتی فرود آید -  در برگ زیتونی -  که با منقار خونین کبوترهاست - آرامش نزدیک واری را نمی - بینم - آب از کنار کاج ها - تنها - نخواهد رفت - این منطق آب ست -  قانون سرشاری و لبریزی ست... ادامه شعر

 درخت روشنایی

تو درخت روشنایی گل - مهر برگ و بارت - تو شمیم آشنایی همه شوق ها نثارت - تو سرود ابر و باران و طراوت بهاران - همه دشت انتظارت - هله ‚ ای - نسیم اشراق کرانه های قدسی - بگشا به روی من پنجره ای ز باغ فردا -  که شنیدم از لب شب -  نفس ستاره... ادامه شعر

 دو خط

دیروز - چون دو واژه به یک معنی - از ما دو نگاه -  هر یک سرشار دیگری -  اوج یگانگی -  و امروز - چون دو خط موازی - در امتداد یک راه -  یک شهر یک افق -  بی نقطه ی تلاقی و دیدار -  حتی در جاودانگی -   -  ... ادامه شعر

 سفرنامه ی باران

آخرین برگ سفرنامه ی باران -  این است - که زمین چرکین است -   -   - ادامه شعر

 شب به خیر

شب به خیر ای دو دریای خاموش - شب به خیر ای دو دریای روشن - شب به خیر ای نگاه پر آزرم -  باز امشب - در کدامین خلیج شمایان - بادبان سحر می - گشاید ؟ -  آه دیری ست -  دیری ست -  دیری ست - من درین سوی این ترعه ی خون - تو در... ادامه شعر

 مزامیر گل داوودی

هیچ کس هست که با - قطره ی باران امشب -  همسرایی کند و روشنی گل ها را -  بستاید تا صبح -  که برآید خورشید ؟ - هیچ کس هست که در - نشئه ی صبح -  ساغر خود را بر ساغر آلاله زند -  به لب جوباران - و بنوشد همه جامش را -  شادی... ادامه شعر

 گل های زندان

گیرم که ابر بامدادان بهشت اینجا -  بارید و خوش بارید -  وان روشنی آسمانی را -  نثار این حصار بی طراوت کرد - از ساحل دریاچه ی - اسفند - با بی کرانی آیینه اش تابید و خوش تابید - اما -  مرغان صحرا خوب می دانند - گلهای زندان... ادامه شعر

آواز بیگانه

اینجا دگر بیگانه ای -  آواز می خواند - گاهی که گاهی نیست -  خاموش می ماند -  و باز می خواند -  او می سراید -  در حضور شب - به رنگ جویبار باغ - خونبرگ گل ها را - که می بالند فردا -  از شهادتگاه عاشق ها - او می... ادامه شعر

از دور ‚ در آیینه

 ابری که بر آن دره ها -  خاموش می بارد - سیلاب تندش -  خواب شهر خفتگان را نیز - آشفته خواهد کرد - هر دور در آیینه نزدیک است -  وقتی تو -  گلهای زمستان خواب گلدان را - در لحظه ای که عمر را بر آب می دیدند - بردی کنار پنجره... ادامه شعر

با آب

1 -  شب -  رودخانه -  با کلماتی که گاه گاه -  آموخت از مکالمه ی ابر و دره ها -  آهنگ روستایی و سیال آب را -  پرداخت در ستایش گل - های شرم تو - وینک -  هر جویکی - که می گذرد از کنار من -  آن نغمه ی نواخته... ادامه شعر

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

1 2 3 4 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید