برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 36 شعر در بوی جوی مولیان

 آواره یمگان

کیست در آنجا -  کنتار چشمه -  که خود را -  از گره موج می گشاید تصویر - موی سپیدش : غبار لشکر ایام -  ذهنش : آیینه ای - موازی شبگیر - تیشه ی طوفان و تندباد نکاهید - هیچ ازین صخره -  این شکوه تناور -  اینک فریاد... ادامه شعر

 آیه های شنگرفی

در سربی و ستاره و - سرما -  کبوترها -  میدان را می دانند -  هر چند روزنامه نخوانند -  شوق عبور از پل طوفان و هر چه باد -  این پیغمبران کوچک را - تسخیر کرده است -  آه -  پیغمبران کوچک ؟ - هرگز - این صاحبان... ادامه شعر

 آیینه ای برای صداها

آیینه ای شدم -  آیینه ای برای صدا ها - فریاد آذرخش و گل سرخ - و شیهه شهابی تندر -  در من -  به رنگ همهمه جاری است - آیینه ای شدم -  آیینه ای برای صدا ها - آنجا نگاه کن - فریاد کودکان گرسنه -  در عطر اودکلن - آری شنیدنی... ادامه شعر

 از محاکمه فضل الله حروفی

که - تازیانه فرود آمد -  و باز شکوه نکرد - کجای اطلس تاریخ تو می خواهی - به آب حرف بشویی - و قصر قیصر را - و تاج - خاقان را ؟ -  و تازیانه فرود آمد -  و باز شکوه نکرد - حروف : مبدا و فعل اند و - فعل : آب و درخت - و سبزه و... ادامه شعر

 اشراق

زان پیش تر که سدر و صنوبرها -  که قدکشیده اند به دیدارش -  از روی دوش هوش - آوای گام او را - از دور بشنوند - اینجا -  انبوه - بوته ها و علف ها - آن ها که -  نزدیک تر به قلب زمین اند -  زودتر -  تندی و طعم سبز... ادامه شعر

 با سبزنای گندم چنگیز

اینجا غبار صورتی و سبزی -  پاشیده اند روی درختان دوردست -  که در هوا -  هنوز شناور - معلق است - از راه دور -  بوی بهار تو را هنوز - آمیخته به خون خزانی - احساس می کنم -  ای جلگه ای که رایحه ی هجرت - از برگ برگ باغ و... ادامه شعر

 بار امانت

آن صداها به کجا رفت -  صداهای بلند -  گریه ها قهقه ها -  آن امانت ها را - آسمان آیا پس خواهد داد ؟ - پس چرا حافظ گفت - آسمان بار امانت نتوانست کشید -  نعره های حلاج - بر سر چوبه ی دار -  به کجا رفت کجا ؟ - به کجا می... ادامه شعر

 بودن

پیمانه های برگ نیلوفران قدسی پر شد - مستان -  یک یک -  از پای اوفتادند - اما یکی از ایشان -  با سایه اش هنوز - در حذبه ی سماع - است -  در نور سرخ کژتاب - دو خط : سیاه و سربی - بر سطح ارغوانی آرام می گذشت - پرواز محو زاغچه... ادامه شعر

 تسلی

باز می گردن با دست تهی - نه پرستویی با من نه خدایی نو - نه سبویی آواز - دست هایم خالی ست -  هیچ صحرایی این گونه سترون آیا - خواب دیده ست - کسی ؟ - گاه می گویم - غم این نیست که دستانم خالی ست -  کاسه ی چشم لبریز رهایی هاست -  ... ادامه شعر

 در بادهای امشب و هرشب

این بادهای هر شب و امشب -  این باد آسیایی این باد مشرقی - وا می کنند پنجره ها را به روی تو -  و فصل را دوباره ورق می زنند -  در بادهای هر شب و امشب - از بهر این هیولا - این لاشه ی بزک شده در باران - گوری به عمق چند هزارانسال - ... ادامه شعر

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

1 2 3 4 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید