برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 26 شعر در در کوچه باغ های نشابور

 از بودن و سرودن

صبح آمده ست برخیز -  بانگ خروس گوید - وینخواب و خستگی را -  در شط شب رها کن -  مستان نیم شب را -  رندان تشنه لب را -  بار دگر به فریاد -  در کوچه ها صدا کن - خواب دریچه ها را -  با نعره ی سنگ بشکن - بار دگر... ادامه شعر

 به یک تصویر

دیدمت میان رشته های آهنین -  دست بسته -  در میان شحنه ها -  در نگاه خویشتن - شطی از نجابت و پیام داشتی - آه - وقتی از بلند اضطراب - تیشه را به ریشه می زدی - قلب تو چگونه می تپید ؟ - ای صفیر آن سپیده ی تو -  خوش ترین سرود... ادامه شعر

 حلاج

 در آینه دوباره نمایان شد - با ابر گیسوانش در باد - باز آن سرود سرخ اناالحق - ورد زبان اوست - تو در نماز عشق چه خواندی ؟ - که سالهاست - بالای دار رفتی و این شحنه های پیر - از مرده ات هنوز - پرهیز می کنند -  نام تو را به رمز -  رندان... ادامه شعر

 زان سوی خواب مرداب

ای مرغ های طوفان ! پروازتان بلند -  ارامش گلوله ی سربی را -  درخون خویشتن - این گونه عاشقانه پذیرفتند -  این گونه مهربان - زان سوی خواب مرداب آوازتان بلند - می خواهم از نسیم بپرسم -  بی جزر و مد قلب شما - آه - دریا چگونه... ادامه شعر

 سوک نامه

موج موج خزر از سوک سیه پوشان اند - بیشه دلگیر و گیاهان همه خاموش اند - بنگر آن جامه کبودان افق صبح دمان - روح باغ اند کزین - گونه سیه پوشان اند - چه بهاری ست خدا را ! که درین دشت ملال - لاله ها آینه ی خون سیاووشان اند - آن فرو ریخته گل های پ ریشان... ادامه شعر

 فصل پنجم

وقتی که فصل پنجم این سال -  با آذرخش و تندر و طوفان -  و انفجار صاعقه -  سیلاب سرفراز - آغاز شد -  باران - استوایی بی رحم - شست از تمام کوچه و بازار - رنگ درنگ کهنگی خواب و خاک را - و خیمه ی قبایل تاتار - تا قله ی بلند الاچیق... ادامه شعر

 پاسخ

هیچ می دانی چرا چون موج - در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم ؟ -  زان که بر این پرده ی تاریک این خاموشی نزدیک -  آنچه می خواهم - نمی بینم - و آنچه می بینم نمی خواهم -   -   - ادامه شعر

 پیمانه ای دوباره

 اینجا نه شادی است نه غم نه عزا - نه سرور -  دستارک سپیدش را -  در جویبار باد پلشتی - می شوید -  دزدان رستگاری -  پاییز های روح - سبزینه و طراوت هر باغ و بوته را - در غارت شبانه ی خود - پاک می برند - اکنون -  کاین... ادامه شعر

آن مرغ فریاد و آتش

یک بال فریاد و یک - بال آتش - مرغی از این گونه - سر تا سر شب -  بر گرد آن شهر پرواز می کرد -  گفتند - این مرغ - جادوست - ابلیس مرغ را بال و پرواز داده ست -  گفتند و آنگاه خفتند - وان مرغ سرتاسر شب -  یک بال فریاد و یک... ادامه شعر

آیا تو را پاسخی هست ؟

 ابر است و باران - و باران -  پایان خواب زمستانی باغ -  آغاز بیداری جویباران - سالی چه دشوار سالی -  بر - تو گذشت و توخاموش -  از هیچ آواز و از هیچ شوری - بر خود نلرزیدی و شور و شعری - در چنگ فریاد تو پنجه نفکند - ... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

1 2 3 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی