برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 23 شعر در شبخوانی

 آیینه جم

 در گردش آور باز -  آن جام جان پیوند آن آیینه جم را -  بار دگر ای موبد آتشگه خاموش - تا بنگرم در ژرفنای این حصار شوم -  یاران رستم را - امشب درون سینه من موج طوفان هاست - سیلاب خون -  دربستر رگ های من جاری ست - امشب درین... ادامه شعر

 سوگواری

 در موزه ها ی نیزه گذاران دشت رزم - رویید سبزنا و ببالید و زرد گشت -  اما -  یک مرد بر نخاست -  جز رهنورد باد در این پهنه کس نبود - نعل - سمندهای سواران -  ساییده شد -  ز بس به زمین خورد ز انتظار -  وز بی کران... ادامه شعر

 شاید

با آن که شب است و راه فریادی -  در هیچ سوی افق نمی بینم -  با این همه از لبان صدامید -  این زمزمه را دوباره می خوانم - باشد که ز روزنی گذر گیرد - شاید روزی کبوتری چاهی - این زمزمه را دوباه سر گیرد - وانگاه به شادی هزاران لب -  آزاد... ادامه شعر

آشیان متروک

 همه ایوان و صحن خانه خاموش - همه دیوارها در هم شکسته -  به هر طاقش تنیده عنکبوتی - به روی سقف گرد غم نشسته - چنین ویرانه افتاده ست و بی کس -  خدایا این همان کاشانه ی ماست ؟ - درین تنهایی بی آشنایش - مگر تصویری از افسانه ی ماست... ادامه شعر

باغ برهنه

زاغی سیاه و خسته به مقراض بالهاش - پیراهن حریر شفق رابرید و رفت - من در حضور باغ برهنه - در لحظه ی عبور شبانگاه - پلک جوانه ها را -  آهسته می - گشایم و می گویم -  آیا -  اینان -  رویای رندگی را -  در آفتاب و باران -... ادامه شعر

باغ خودرو

 خروس خانه همسایه می خواند -  و باران سحرگاهان اسفند -  فرو می ریخت از ابری شتابان -  گریزان ابرها بر آبی صبح - چنان چون قاصدک بر کاسنی - زار -  روان بودند زی کوه وبیابان -  و من در اوج آن لحظه ی خدایی -  در... ادامه شعر

تردید

باز از کنار شهر با نرمی گذر کرد - آن پیک مروارید بار نوبهاران -  با پنجه های نرم خود باران شبگیر - شست از رخ ناژوی پیر سالخورده -  رنگ درنگ - روزگاران - آن یاس پیر خانه ی همسایه گل داد -  در کوچه ها فریاد زد آن کولی پیر -  آی... ادامه شعر

خشک سال

نمای دهکده آیینه تهی دستی ست - درخت خشک کجی همچو دست مفلوجی - شده ست بیهده از آستین جوی برون - نه خرمنی و نه گاو آهنی نه مزرعه ای -  نه آشیانه ی مرغی - نه گله ای به چرا -  شده ست قامت برج بلند قریه نگون -  نگاه بی گنه کودکان خسته... ادامه شعر

خوابگزاری

دوباره گفتمش آری - به راه دور و درازش - زبان تشنه برآورده هر طرف خاری - ز خشم و نفرت و کین - دهان گشوده به دشنام هر کران غاری - چه خواب بود خدایا که - دوش من دیدم - کویر سوخته ای آسمان شعله وری - به هر کرانه کمینگاه اهرمن دیدم - گشود پیر معبر... ادامه شعر

درنور گلهای مهتاب گون اقاقی

 در زیر - باران ابریشمین نگاهت -  بار دگر -  ای گل سایه رست چمنزار تنهایی من -  چون جلگه ای سبز و شاداب گشتم -  درتیرگی - های بیگانه با روشنایی -  همراز مهتاب گشتم - امشب به شکرانه بارش پر نثار نگاهت -  ای... ادامه شعر

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

1 2 3 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید