برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 11 تا شعر 20 از مجموع 23 شعر در شعر انگور

تشنگی

در قلب گرمسیر -  نیمروز خوش -  از آرزوهای آخر اسفند ماه بود -  خورشید خنده روی ، پس از گریه های ابر -  بر شاخه ها غبار طلایی فشانده بود -  باد تر - بهار - بوی غبار خشک بیابان تشنه داشت -  بازوی شاخه ها -  چون... ادامه شعر

جام جهان نما

دلی که قدر عزیزان آشنا دانست -  چگونه صحبت بیگانگان روا دانست -  میان این همه با چون تویی کنار آمد -  چرا که جز به تو پرداختن خطا دانست -  به - شام زلف تو پیوست صبح طالع خویش - که تار موی ترا رشته ی وفا دانست -  دل از... ادامه شعر

دزد آتش

پای به زنجیر بسته زخمی پیرم -  کاین همه درد مرا امید دوا نیست - مرهم زخمم که چون شکاف درخت است -  جز مس جوشان آفتاب خدا نیست -  نشتر خونریز خارهای پر از - زهر -  می ترکاند حباب زخم تنم را - خاک به خون تشنه از دهانه ی این زخم... ادامه شعر

دیو

در دل ظلمت شب ، دیوی است - که به من بسته نگاهش را -  بینم از چاک لب سرخش - برق دندان سیاهش را -  دهنش برکه ی بدبویی است - که در او خون و لجن مرده ست - چشم - قی کرده ی او گویی - از غضب ، کف به لب آورده ست - بدنش از خزه پوشیده -  همچو... ادامه شعر

شعر انگور

چه می گویید ؟ - کجا شهد است این آبی که در هر دانه ی شیرین انگور است ؟ - کجا شهد است ؟ این اشک - اشک باغبان پیر رنجور است -  که شب ها راه پیموده - همه شب تا - سحر بیدار بوده -  تاک ها را آب داده -  پشت را چون چفته های مو دو تا کرده... ادامه شعر

طلسم

ای شعر !ای طلسم سیاهی که سرنوشت - عمر مرا به رشته ی جادویی تو بست -  گفتم ترا رها کنم و زندگی کنم -  اما چه توبه ها که درین آرزو شکست - گویی مرا برای تو زادند - و آسمان -  دیگر ترا نخواست که از من جدا کند - دیگر غمش نبود که چون... ادامه شعر

فریاد

چرا ز کوزه ی ماه امشب -  نمی برون نتراویدست ؟ - چرا نگاه خدا ، دیگر -  درین خرابه نکاویدست ؟ -  ستارگان طلایی خشم -  چرا به باد فنا رفتند ؟ - پرندگان طلایی بال - چرا به کام بلا رفتند ؟ - چرا درین شب بی فرجام - ز هیچ سو نوزد... ادامه شعر

کینه ها

 ای که با مردن من زنده شدی - چه ازین زنده شدن حاصل تست ؟ - کینه ی تلخ مرا کم مشمار -  که به خونخواهی من قاتل تست - تا به دندان بکند ریشه ی تو - می تپد در - رگ من ، کینه ی من -  گور عشق من اگر سینه ی تست - گور عشق تو شود سینه ی... ادامه شعر

پاییز

1 - زمین به ناخن باران ها - تن پر آبله می خارید - به آسمان نظر افکندم - هنوز یکسره می بارید - شب از سپیده نهان می داشت - تلاش لحظه ی آخر را -  ز پشت - شاخه ی مو دیدم - کبوتران مسافر را -  هنوز از نم پرهاشان - حریر نرم هوا تر بود... ادامه شعر

پدر

عاقبت روزی ترا ، ای کودک شیرین - تنگ در آغوش می گیرم - اشک شوق از دیده می بارم -  با نگاه و خنده و بوسه - در بهار چشم هایت دانه می کارم - نیمه شب گهواره جنبان - تو می گردم -  لای لایی گوی بالین تو می مانم - دست را بر گونه ی گرم تو می... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی