برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
بازگشت

 بت تراش

پیکر تراش پیرم و با تیشه ی
خیال
 یک شب ترا ز مرمر شعر آفریده ام
تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم
 ناز هزار چشم سیه را خریده ام
 بر قامتت که وسوسه
ی شستشو در اوست
 پاشیده ام شراب کف آلود ماه را
 تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم
دزدیده ام ز چشم حسودان ، نگاه را
تا پیچ و تاب قد ترا دلنشین کنم
 دست از سر نیاز بهر سو گشوده ام
از هر زنی ، تراش تنی وام کرده ام
 از هر قدی ‚ کرشمه ی رقصی ربوده ام
اما
تو چون بتی که به بت ساز ننگرد
در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای
 مست از می غروری و دور از غم منی
گویی دل از کسی که ترا ساخت ، کنده ای
هشدار ! زانکه در پس این پرده ی نیاز
 آن بت تراش بلهوس چشم بسته ام
یک شب که خشم عشق تو دیوانه ام کند
 ببینند سایه ها که
ترا هم شکسته ام
 
 

پشتیبانان جس جو
 

   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی