برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
بازگشت

تعبیر

گرییدنی بیگاه
 در یک شب مستی ، خرابم کرد
من ، خانه ای ویرانه بودم در پس دیوار
سیل آمد و غلتان بر آبم کرد
بویی که بعد از گریه ی رگبار
چون آه بر
می خیزد از اعماق ویرانه
بوی غبار آلوده ی ایام
آن مهربان تلخ ، آن محرم تر از مستی
آن بوی غمناک غریبانه
در عین بیداری به خوابم کرد
خواب شگفتی بود
خورشید را دیدم که در باران تولد یافت
باران به پهنای افق ، رنگین کمانی ساخت
رنگین کمان بر خرمن گل ها فرود آمد
من با گل و خورشید و باران آشنا گشتم
دیوار شفافی که گرداگرد من رویید
آیینه دار آفتابم کرد
 از بخت خوش ، این بار
گلخانه ای بودم نمایان از پس دیوار
عطر هزاران گل ، شناور در گلابم کرد
در پشت هر گل صورتی دیدم
از روزگاران سبکبالی
این لاله ی سرخ جوانی
بود
آن ، لادن زرد میانسالی
زیبایی گل ها ، خجل از انتخابم کرد
اوج شکفتن بود
گنجینه ای بودم پر از گل های عطر آگین
گلخانه ای گسترده در آفاق
 رنگین کمان بر آستانم سر فرود آورد
 خورشید با لبخند خود شاعر خطابم کرد
بر خویش لرزیدم
این خواب تعبیری
دگرگون داشت
از پیش می دیدم که در هنگام بیداری
ویرانه ای خواهم شدن بی بهره از خورشید
گسترده در باران
ویرانه ای بیگانه از گل ، آشنا با گل
آکنده از موران و از ماران
این پیش بینی غوطه ور در اضطرابم کرد
آنگاه بیداری شتابان حلقه بر در کوفت
مستی به سوی هوشیاری
رفت
وان خواب جادویی ، جوابم کرد
این بار ، من بیغوله ای بودم
بی سقف و بی دیوار
سیل آمد و پنهان در آبم کرد
 گرییدنی مستانه ، دیگر بار
در صبح هوشیاری ، خرابم کرد
 
 
 

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید